دفتر رسمي ازدواج 5 بروجرد
دوشيزه محترمه سركارخانم.....آيا بنده وكيلم كه شما را به عقد دائم آقاي...دربياورم؟
قالب وبلاگ
لینک های ویژه
كلوپ فرهنگي 1
۩۞ دانلود كتاب ۞۩ نويسنده: محسن قرائتي نويسنده: رضا استادي نويسنده: سيد علي خامنه اي نويسنده: اصغر طاهر زاده نويسنده: حسين دهنوي نويسنده: محمد جواد ارسطا نويسنده: اصغر طاهرزاده نويسنده: اصغر طاهرزاده نويسنده: محمدي ري شهري نويسنده: فرهاد خضري نويسنده: علامه طباطبايي نويسنده: علي اكبر كلانتري نويسنده: اميرحسين بانكي بهزاد دانشگر، محمدرضا رضايتمند نويسنده: خسرو اميرحسيني نويسنده: محسن قرائتي نويسنده: طاهرزاده نويسنده: محدثي نويسنده: محمدرضا كاشفي نويسنده: ناصر مكارم شيرازي نويسنده: عباس رحيمي نويسنده: آيت الله اميني نويسنده: محمدرضا بايرامي
كلوپ فرهنگي 2
۩۞ دانلود كتاب ۞۩ نويسنده: ايرج همتي نويسنده: شهريار زرشناس نويسنده: فريده پيشوايي، مريم رضايي نويسنده: مرتضي مطهري نويسنده: جعفري ندوشن نويسنده: ابن شعبه حراني نويسنده: سيد امير حسين قاسمي نويسنده: مصلح الدين سعدي شيرازي نويسنده: حسين جعفري نويسنده: محسن حدادي نويسنده: مارتين ريس نويسنده: رسول روشن نويسنده: مهدي خداميان آراني نويسنده: عليرضا برازش نويسنده: سيد فرخ زند وكيلي نويسنده: راضيه ايماني خوشخو نويسنده: اشرف باغ عمادي نويسنده: احمد دهقان نويسنده: آيت الله محمد تقي مصباح يزدي نويسنده: حسين دهنوي نويسنده: سيد مهدي شجاعي نويسنده: عيسي عيسي زاده

جداکردن رختخواب ، چرا؟!!


خانمی که به هر دلیلی رختخواب خود را جدا می کند ویا آن که با سردی با شوهرش برخورد می کند اولاً : مورد غضب خداست واز رحمت الهی دور می باشد .ثانیاً از این روش از قلب شوهرش نیز بیرون می شود.

آقای مشاور هر وقت من با زنم حرفم می شود ، او رختخوابش را جدا می کند . این عمل او ، من را بیشتر عصبانی می کند و نفرت من را نسبت به خودش بیشتر می نماید !!

آقای مشاور ، شوهرم با من یک رفتار بدی دارد ، به من توجه نمی کند ، با کلمات زشت به من حرف می زند من  تصمیم گرفتم که مدتی از او جدا بخوابم تا شاید رفتارش را تغییر دهد !!

آیا شما هم این گونه فکرمی کنید ؟

آیا با جدا کردن رختخواب خود ، رفتار شوهرتان را درست کردید؟

زن صبرش در برابر خوداری جنسی ده برابر مرد است لذا او خودش را می تواند نگهدارد و علی رغم میل باطنی اش ، از مباشرت با شوهرش دور کند ، ولی مرد چون برایش مشکل است امکان دارد برای ارضای خودش به جای دیگری رجوع کند !! و با زنی دیگر ارتباط بر قرار کند

قبل از پرداختن به عواقب این روش ، به حدیث زیر توجه کنید :  

قالَ رسولُ الله (ص) :

اِذا باتَتِ المََراَةُ هاجِرَةًً فِراشَ زَوجِها لَعَنَتَها المَلاوِکَةُ حَتّی تُصبِحَ

وقتی زنی در شب رختخوابش را از شوهرش جدا کند تمام ملائکه تا صبح او را لعن می کنند(نهج الفصاحه ص57، ح 187).

وَ قَالَ علی (ع) :

إِذَا دَعَا الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ إِلَى فِرَاشِهِ فَأَبَتْ عِصْیَاناً لَعَنَتْهَا الْمَلَائِكَةُ حَتَّى تُصْبِح‏ 

وقتی مردی زنی را صدا زند  بسوی رختخوابش و زن از روی عصیان اجابت نکند تا صبح ملائکه اورا لعن می کنند (روضة الواعظین وبصیرة المتعظین ج‏2ص۳۷۳)

پیامبر (ص) بدترین زنان را این گونه تعریف می نماید :

 أَنَّهُ قَالَ أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِشَرِّ نِسَائِكُمْ قَالُوا بَلَى یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ ...... إِذَا خَلَا بِهَا بَعْلُهَا تَمَنَّعَتْ عَلَیْهِ تَمَنُّعَ الصَّعْبِ عِنْدَ رُكُوبِهَا

آیا دوست دارید بدترین زنان را به شما معرفی کنم ؟ گفتند بله یا رسول الله . حضرت فرمودند : .......زنی که وقتی با شوهرش خلوت می کند خودش را از او منع می کند و به راحتی همبستر با شوهرش نمی شود.(مستدرك‏الوسائل ج 14ص 167)

مرد

النَّبِیِّ ص قَالَ :

لَا یَحِلُّ لِامْرَأَةٍ أَنْ تَنَامَ حَتَّى تَعْرِضَ نَفْسَهَا عَلَى زَوْجِهَا تَخْلَعَ ثِیَابَهَا وَ تَدْخُلَ مَعَهُ فِی لِحَافِهِ فَتُلْزِقَ جِلْدَهَا بِجِلْدِهِ فَإِذَا فَعَلَتْ ذَلِكَ فَقَدْ عَرَضَتْ

برای زن جایز نیست بخوابد مگر آن که خودش را به شوهرش عرضه نماید ، لباسش را در آورد و پوستش به پوست شوهرش بزند ، این کار عرضه کردن است.( وسائل‏الشیعة ج 20ص 176)

خانمی که به هر دلیلی رختخواب خود را جدا می کند ویا آن که با سردی با شوهرش برخورد می کند اولاً : مورد غضب خداست و از رحمت الهی دور می باشد .ثانیاً از این روش از قلب شوهرش نیز بیرون می شود .

هر زنی نیازمند عشق بازی با همسرش می باشد ؛ و عدم ارضای این نیاز فطری و طبیعی او سلامت روحی و جسمی اش را از دست می دهد، و نسبت به شوهرش که او موجب این کار شده است (به زعم خانم ) نفرت پیدا می کند. مرد هم با ارتباط جنسی و عشق بازی تخلیه روانی می شود، ولی همسرش با جداکردن رختخوابش ، او را از کسب آرامش محروم کرده است . لذا هر دو با عصبانیت بیشتر با یکدیگر برخورد می کنند !! وا ین دور باطل ادامه پیدامی کند. زن صبرش در برابر خودداری جنسی ده برابر مرد است لذا او خودش را می تواند نگهدارد و علی رغم میل باطنی اش ، از مباشرت با شوهرش دور کند ، ولی مرد چون برایش مشکل است امکان دارد برای ارضای خودش به جای دیگری رجوع کند !! و با زنی دیگر ارتباط بر قرار کند.

اگر همین خانم ، علی رغم ناراحتی که از شوهرش دارد ، به عوض جدا کردن رختخواب خود ،شب با خلوت گرمی که با همسرش دارد ، امکان اینکه شوهر خود را شرمنده کند بسیار است . و با گرمی می توان ناراحتی خود را از رفتار او بیان کند . و هر دو سعی کنند با تجزیه و تحلیل و گفتگو به راه حل مناسبی دست پیدا کنند .

به نظرشما  وقتی زنی از شوهرش ناراحت است ، به جای جدا کردن رختخوابش، راه حل  مناسب چیست ؟


برچسب‌ها: رختخواب, همسر, هم خوابی, جدا کردن, همسران, چرا, ناراحتی, جداکردن رختخواب
[ 90/11/30 ] [ ] [ سردفتر ]
رفاقت مثل برگ درخته ،

وقتي از درخت كنده ميشه

بازم به پاش ميافته!


برچسب‌ها: رفاقت, برگ, درخت, مثل, پا, وقتی, کنده, بازم, میافته
[ 90/11/29 ] [ ] [ سردفتر ]

شهرستان بروجرد(4)
------------------------
مفاخرعرصه ايثار و شهادت،
شهيد محمد بروجردی:
محمد بروجردی سال 1333 هجری شمسی ، در روستای «دره گرگ» از توابع شهرستان بروجرد به دنيا آمد. در شش سالگی پدر خود را از دست داد و مادرش با همه مشکلات و سختی هايی که وجود داشت ، تمامی همّّ و غم خود را برای تربيت وی به کار بست. محمد در هفت سالگی وارد مدرسه شد اما به دليل شرايط مادی خانواده ، تحصيل در کلاسهای شبانه توام با کار و تلاش روزانه را انتخاب کرد و خانواده را در تامين زندگی شرافتمندانه مدد رساند. در 17 سالگی ازدواج کرد. نتوانست تحصيلات عمومی خود را به پايان برد و به در جوانی به صف انقلابيون پيوست. در سوريه و لبنان با شهيدانی چون شهيد چمران و شهيد محمد منتظری آشنا شد و در ايام انقلاب از سوی دکتر بهشتی مسوليت حفاظت ورود امام خمينی را به ايران بر عهده گرفت. وی از موسسان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. بعد از انقلاب و با شروع ناآرامی ها در کردستان به پاوه رفت و باقی عمر خود را در کردستان گذراند. هوش نظامی وی موجب شد که کردستان بطور کامل در اختيار نيروهای ايرانی قرار گيرد و مناطق اشغال شده توسط کردهای خود مختار و کموله ها دوباره به وضع عادی برگردند. در اول خرداد 1362 در حالی که با عده ای ديگر از همرزمانش در مسير جاده مهاباد – نقده حرکت ميکردند براثر انفجار مين به شهادت رسيد. شهيد بروجردی به خاطر رشادتهايش در آزاد سازی و بازگرداندن امنيت به کردستان به مسيح کردستان شهرت يافته است.

شهيد محمود صارمی:
محمود صارمی خبرنگار و سرپرست نمايندگی خبرگزاری جمهوری اسلامی ايران (ايرنا) در افغانستان بود که همزمان با درگيری های نيروهای افغانی با طالبان در اين کشور حضور داشت و نقش مهمی در خبر رسانی حوادث آن زمان داشت. وی در سال 1347 در بروجرد به دنيا آمد و تحصيلات خود را در همين شهر گذراند. بعد ها به خدمت خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) در آمد و فعاليت گسترده ای از خود نشان داد بگونه ای که بعنوان سرپرست اين خبرگزاری در افغانستان مشغول به کار شد. سر انجام در سال 1377 در اوج فعاليت کاری و در سن سی سالگی در حمله نيروهای طالبان به دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی در مزارشريف افغانستان به شهادت رسيد. سالروز شهادت وی در ايران به عنوان روز خبرنگار نامگذاری شده و هر ساله گرامی داشته می شود. شهيد محمود صارمی در بهشت شهدای بروجرد به خاک سپرده شده و يادبود کوچکی نيز بر مزار وی ساخته شده است. دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی نيز در بروجرد با نام شهيد صارمی تاسيس شده و يک کتابخانه عمومی نيز در بروجرد به نام ايشان نام گذاري شده است.
--------------------------------------------------------------------------
در صورت تشرف به "بروجرد" مقدمتان را گرامي مي داريم.
ارادتمند شما : ستار زريني


برچسب‌ها: حضرت آیت الله العظمی بروجردی, آیت اله بروجردی, آقا حسین امام, مرجع بزرگ شیعیان, آقا حسین بروجردی
[ 90/11/29 ] [ ] [ سردفتر ]

شهرستان بروجرد(3)
---------------------------
غلامحسين مولانا بروجردی:
محقق، کتابشناس و تاريخنگار بروجردی که بيشتر عمر خود را صرف گرد آوری نسخ خطی و منحصر بفرد و مطالعه آنها نموده است. کتاب ارزشمند 'تاريخ بروجرد' را در سال 1352 منتشر ساخته که حاوی اطلاعات منحصر بفرد در باره حوادث و شخصيت های تاريخی بروجرد و فرهنگ و رسوم محلی است

چهره های هنری بروجرد:
لوريس چکنواريان:
لوريس چکنواريان موسيقيدان و رهبر ارکستر است که دارای شهرتی جهانی است. در سال 1316 خورشيدی در خانواده ای ارمنی در بروجرد به دنيا آمد. در همان دوران کودکی به همراه خانواده به تهران رفت و تحصيلات عمومی خود را در همانجا گذراند. پدرش فردی تحصيلکرده بود که مولف کتابهايی چند هم می باشد. لوريس با تحصيل در دانشگاه تهران موفق به گرفتن دانشنامه هنری از دانشکده هنر دانشگاه تهران شد. ارکستر موسيقی ارمنی ها را در تهران پايه گذاری کرد و سپس برای ادامه تحصيل به مرکز موسيقی کلاسيک يعنی شهر وين در اتريش رفت. با تحصيل در مدارس معتبر موسيقی وين نظير آکادمی موسيقی موتزارت نهايتا بعنوان آهنگساز فارغ التحصيل شد و به ايران برگشت. فعاليت حرفه ای اش را ابتدا با ساختن موسيقی متن در فيلم های سينمايی شروع کرد که بين سالهای 1341 تا 1373 توانست 28 اثر از خود بجای گذارد. وی بعدها چندين بار به خارج سفر کرد و دانش و مهارت خود را تکميل کرد. بعدها توانست رهبری ارکستر سمفونيک تهران که معروفترين گروه موسيقی کلاسيک در ايران است را به دست بياورد و از اين راه به خلق آثاری ماندگار در حوزه موسيقی کلاسيک دست زد که شهرتش را از مرزهای ايران به در برد. چکنواريان علاقه زيادی به شعر و موسيقی ايرانی دارد و با ذوق هنری خود توانسته از اين عناصر بيشترين استفاده را ببرد و آثار ماندگاری چون 'رستم و سهراب' را برجای گذارد. علاوه بر ايران در کشورهای کشورهای همسايه و بويژه ارمنستان طرفداران بسيار دارد و رهبر ارکستر فيلارمونيک ارمنستان نيز بوده است. از وی تاکنون بيش از صد اثر ارزشمند منتشر شده و وی همچنان مشتاقانه به فعاليت هنری خود در داخل و خارج از کشور ادامه می دهد. لوريس به زادگاه خود خيلی علاقه مند است و بارها به بروجرد سفر کرده است.

جواد بختياری:
جواد بختياری از استادان برجسته خوشنويسی معاصر ايران است. وی در سال 1335 در شهر بروجرد و در خانواده ای اهل ذوق و هنر به دنيا آمد. کودکی و نوجوانی خود را در همين شهر گذراند و با حمايت پدر به فراگيری هنر نقاشی روی آورد. تحصيلات دانشگاهی خود را در دانشگاه شيراز و با رشته الکترونيک آغاز کرد اما تمايلش به هنر بيش از رشته های فنی بود به همين دليل گويا تحصيلات خود را در الکترونيک نيمه کاره رها کرده است. وی در سال 1357 وارد دانشکده هنرهای زيبای دانشگاه تهران شد و در رشته نقاشی و هنرهای تجسمی به تحصيل پرداخت. بختياری عليرغم تحصيل در رشته نقاشی با ديدن آثار يکی از بزرگان، مجذوب خط نستعليق می شود و در اين عرصه قدم بر ميدارد و مراحل فراگيری خوشنويسی را مشتاقانه و به سرعت می پيمايد و موفق به کسب درجه استادی در خط نستعليق می شود. وی امروزه از استادان تراز اول خوشنويسی کشور است و در خط نستعليق به دارنده خط طلايی شهرت يافته است که نشان از اعتبار وی است. در سال 1376 برنده جشنواره جهانی خوشنويسی تهران شده است و دهها نمايشگاه معتبر در ايران، ترکيه، ايتاليا، چين، پاريس و کشورهای ديگر ترتيب داده است. آثار خوشنويسی وی در قالب کتابها و مجموعه های مختلف به چاپ رسيده که از ميان آنها می توان به طربنامه عشق، سخن عشق، شور مستی و کتيبه اشاره کرد.

[ 90/11/29 ] [ ] [ سردفتر ]
شهرستان بروجرد(2)
-----------------------
استاد سيد جعفر شهيدی:
دکتر سيدجعفر شهيدی با داشتن بيش از 15 کتاب ارزنده و تاليف حدود 120 مقاله از شاخص ترين تاريخنگاران مذهبی معاصر ايران است. سيد جعفر شهيدی در سال 1297 در خانواده ای مذهبی در بروجرد به دنيا آمد و تحصيلات عمومی خود را همانجا و در کنار خانواده اش گذراند. در سال 1320 برای تحصيل علوم دينی و فقه و اصول راهی نجف می‌شود، اما بعد از هشت سال، بيماری ناگزير، او را به ايران بازمی‌گرداند. هر هفته بايد خود را به پزشک نشان می‌داده، درنتيجه از رفتن به حوزه باز می‌ماند. برای گذران زندگی و به‌منظور ترجمه‌ی متون عربی، نزد دکتر سنجابی ـ وزير فرهنگ وقت ـ می‌رود، اما به او اشتغال به تدريس پيشنهاد می‌شود. با ماهی 150 تومان در دبيرستان ابومسلم مشغول می‌شود و بعد که به او می‌گويند با مدرک ليسانس حقوقش به 300 تومان خواهد رسيد، بدون شرکت در کلاس‌ها، ليسانس الهياتش را با بهترين نمره‌ها می‌گيرد. سپس علامه دهخدا از سيدجعفر شهيدی دعوت به همکاری می‌کند و در نامه‌ای به دکتر آذر ـ وزير فرهنگ وقت ـ می‌نويسد: ”او اگرنه در نوع خود بی‌نظير، ولی کم‌نظير است”. دهخدا در اين نامه می‌خواهد که به جای 22 ساعت، به او شش ساعت تدريس اختصاص دهند؛ تا بقيه وقتش را در لغت‌نامه‌ی دهخدا بگذارند. مدتی اين‌گونه می‌گذرد، تا سال 1340 که با مدرک دکتری به دانشگاه منتقل می‌شود. تدريس در دانشگاه تا سال‌های 45، 46 ادامه پيدا می‌کند، اما بعد با ناامنی دانشگاه، دانشجويان خود را به لغت‌نامه می‌برد...

مهرداد اوستا:
اوستا از شاعران و مدرسان برجسته هنر و ادبيات زمان معاصر بود و وی را بزرگترين قصيده سرای معاصر نام نهاده اند. مهرداد رحمانی معروف به اوستا در بهمن ماه هزار و سيصد و هشت در بروجرد به دنيا آمد و دوران کودکی و نوجوانی خود را در اين شهر سپری کرد. در سال هزار و سيصد و بيست در تهران در يکی از دبيرستان های شبانه به ادامه تحصيل پرداخت و در سال 1327 موفق شد در رشته ادبی ديپلم بگيرد. در اين سال همزمان با ورود به دانشکده ی معقول و منقول دانشگاه تهران به استخدام آموزش و پرورش درآمد و به عنوان مسئول سامان دادن به کتابخانه های موجود و مقالات و کتب ادبی اين وزارتخانه و نيز دبير در چندين دبيرستان تهران به فعاليت پرداخت. در سال هزار و سيصد سی با کسب مدرک کارشناسی در رشته ی معقول و منقول به ادامه ی تحصيل رشته ی فلسفه در دانشگاه تهران پرداخت. مهرداد اوستا در سالهای 1333 و 1345 دو بار ازدواج کرد که حاصل آن يک پسر و سه دختر بود. استاد اوستا ضمن تدريس در دانشگاه تهران سفرهای متعددی را به کشورهای مختلف انجام داد و آثار و اشعار ارزشمندی از خود بر جای نهاد. سرانجام در سال 1370 در سن 62 سالگی در اثر عارضه قلبی در گذشت و پيکر وی در قطعه مشاهير ادب و هنر ايران در تهران به خاک سپرده شد. برخی کتابهای وی به دلايل سياسی ممنوعيت انتشار يافتند و در دهه پنجاه مدتی ممنوع القلم بود.

اين شاعر بزرگ چندان که بايد و شايد شناسانده نشده است. برخی آثار وی عبارتند از:
 
1- تصحيح ديوان سلمان ساوجی وچاپ آن ( انتشارات زوار- 1332)
2- رساله ای در فلسفه ، منطق ، روانشانسی و اخلاق ( انتشارات زوار- 1333 )
3- عقل واشراق (انتشارات زوار - 1334)
4- رسايل خيام ( نوروزنامه ـ رساله ی وجود ) با مقدمه و تحقيق در زندگی وی(1335)
5- ازکاروان رفته. انجمن ادبی حافظ (ناشر زوار- 1339)
6- پاليزبان (1342)
7- حماسه آرش (منظومه معروف شاعر) ( چاپخانه خراسان ـ مشهد- 1344 )

صامت بروجردی:
صامت بروجردی از شاعران مديحه سرای دوران قاجار و اوائل پهلوی است که شعرهای بسياری در وصف امامان و شخصيت های مذهبی - تاريخی دارد. بويژه در باره قيام کربلا و ماجراهای آن قصيده های سوزناکی دارد که قابل توجه است. نام کاملش محمد باقر صامت است که به صامت بروجردی شهرت يافته است. در سال 1263 هجری در بروجرد متولد شد و در همان ديار به کسب دانش پرداخت و در همانجا هم در گذشت. آرامگاهش در بوستان صامتيه در خيابان صفای بروجرد و در کنار قبر آقا بزرگ بروجردی (پدر آيت الله بروجردی) قرار دارد .
 
اين شعر از اوست:

اسرار خداوند عليم است علی
آئينه صنعت قديم است علی
صامت ز طريقه علی پای مکش
زيرا که صراط مستقيم است علی

حزين بروجردی:
حسين حزين بروجردی از شاعران معاصر بروجرد است . در اشعار او تغزل آميخته با تفکرات صوفيانه مشهود است ، که آن را می توان برگرفته از انديشه های شاعران پيشين قلمداد منابع مهم تحقيقی در باره تاريخ بروجرد است. آثار حزين عبارتند از:
« ديوان قصايد ادبی و اخلاقی » ، « ديوان غزليات » ، « نامه اندازهای پارسی سره » ، « نامة چکامه های پارسی سره » ، «ديوان مدايح و مراثی » ، « متفرقات حزين » ، « خزانة حزين » ، « تذکرة حسين حزين »
[ 90/11/29 ] [ ] [ سردفتر ]
شهرستان بروجرد(1)
------------------------
زادگاه استعدادها ومراجع دينی وسخنوران وانديشمندان فراوانی بوده است.ازلحاظ جايگاه ونقش ارزنده بروجرد در پرورش استعدادهادر دنيای اسلام همين بس که در يک برهه70 مجتهدمسلم در اين شهر می زيسته اند.
در زير به ذکر تعدادی از شخصيتهای برجسته درعرصه های مختلف می پردازيم.
شخصيتهای مذهبی:
آيت اله العظمی حسين بروجردی،
آيت الله العظمی حاج آقا حسين طباطبايی بروجردی ( 1380 –1292 ه‍..ق.) از علمای مشهور و مراجع شيعه در قرن 14 در يکی از خانواده ‎‎های اصيل شيعه در شهر بروجرد متولد شد. پدرش حاج سيد علی از علمای بروجرد بوده ‎‎اند. ازهفت سالگی به مکتب فرستاده شد و قرائت قرآن وادبيات و منطق را به سرعت فرا گرفت، سپس در سن 17 سالگی به سال 1310 ه‍..ق. به اصفهان عزيمت کرد و از محضر ميرزا ابوالمعالی کلباسی و سيد محمد باقر درچه‎ای و ميرزا محمد تقی مدرس و در فن علوم عقلی از محضر آخوند ملا محمد کاشانی و جهانگيرخان قشقايی استفاده کرد. همزمان با تحصيل در اصفهان به تدريس فقه و اصول پرداخت. حدود سال 1320 ه‍..ق. به نجف اشرف رهسپار شد و در درس استادانی همچون آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و شيخ الشريعه اصفهانی و سيد محمد کاظم يزدی حضور يافت. در اواخر سال 1328 بنا به اصرار پدر به ديار خود رفت و در آن جا با تشکيل کلاس‎های درس و جمع ‎آوری طلاب ، سنگ بنای حوزه ‎ای نامدار در بروجرد را گذارد. در سال 1364 ه‍..ق. بر اثر کسالت برای معالجه به بيمارستان فيروزآبادی تهران منتقل گشت و پس از بهبود بر اثر اصرار فراوان علما و بزرگان حوزه علميه قم، برای اقامت در اين شهر و سرپرستی حوزه علمیة قم به اين ديار رهسپار گرديد و در آنجا بعنوان مرجع تقليد شيعيان جهان مورد پذيرش قرار گرفت و منشا خدمات زيادی شد...

علامه بحر العلوم :
زادگاه علامه بحرالعلوم کربلا است ولی ايشان از خانواده سادات طباطبايی بروجرد هستند کامل العلوم 'سيد محمد مهدى بن سيد مرتضى بن سيد محمد بن سيد عبدالکريم حسنى حسينى طباطبائى بروجردى' است. پدر ايشان سـيـد مرتضى طباطبائى بروجردى (ره ) که وی نيز از علما و مراجع عصر خود بوده از نياکان آيت الله العظمی بروجردی به حساب می آيد. سيد مرتضی در جوانی بهمراه خانواده از بروجرد به کربلا مهاجرت نمود و در آن شهر مشغول تدريس علوم دينی شد. سيد محمد مهدى , در عيد فطر در سال 1155 ه ق ديده به جهان گشود. دوران کودکی و نوجوانی خود را در کربلا و در کنار خانواده سپری کرد. در کودکی و در مدت چهار سال مقدمات نحو و صرف و ادبيات و منطق و فقه و اصول را نزد پدر خود و ساير فضلا و دانشمندان حوزه دينی کربلا فرا گرفت و در نوجوانی به درس خارج پدر خـود, و هـمچنين درس استاد کل , وحيدبهبهانى , و نيز درس شيخ يوسف بحرانى صاحب حدائق راه يـافـت و از مـحـضـر آن بزرگان استفاده شايانى برد و پس از پنج سال درس و بحث فشرده وعـمـيـق و طى مـرحـلـه سطح , به درجه اجتهاد عاليه نائل آمد و هر سه استاد بزرگ اجتهاد او را . علامه بحرالعلوم شخصی. منظومه‌ای در فقه و قصايدی نيز سروده است . ،

"مفاخر ادبی وفرهنگی بروجرد"
استاد عبد الحسين زرينکوب:
عبد الحسين زرينکوب يکی از شاخص ترين چهره های معاصر ايرانن در حوزه ادب فارسی و تاريخ ايرانزمين است و دارای دهها تاليف ارزنده و ماندگار است. وی در سال 1301 هجری شمسی در بروجرد ديده به جهان گشود و تحصيلات ابتدايی را در زادگاه خويش به پايان برد .سپس در کنار تحصيل در دوره متوسطه به تشويق و ترغيب پدر که مردی متشرع و ديندار بود ، اوقات فراغت را صرف فراگيری علوم دينی و حوزه ای نمود ،و ضمن تحصيل فقه و تفسير و ادبيات عرب،به شعر عربی هم علاقمند شد. اين علوم را در مدرسه دينی نوربخش بروجرد فراگرفت. گرچه تا پايان سال پنجم متوسطه در رشته علمی تحصيل می کرد با اين حال کمتر کتاب تاريخ و فلسفه و ادبياتی بود که به زبان فارسی منتشر شده باشد ،واو آن را در مطالعه نگرفته باشد. به دنبال تعطيلی کلاس ششم متوسطه در تنها دبيرستان شهر برای ادامه تحصيل به تهران رفت و رشته ادبی را برگزيد و در سال 1319 تحصيلات دبيرستانی را به پايان برد،و با وجود آنکه کتابهای سالهای چهارم و پنجم متوسطه ادبی را قبلا نخوانده بود در ميان دانش آموزان رشته ادبی سراسر کشور ،رتبه دوم را به دست آورد.با بازگشايی مجدد دانشگاهها در سال 1320 زرين کوب در امتحان ورودی دانشکده حقوق شرکت کرد.با آنکه پس از کسب رتبه اول ،در دانشکده ثبت نام هم کرده بود،اما به الزام پدر ،ناچار به ترک تهران شد . در همان ايام ،علی اکبر دهخدا که رياست دانشکده حقوق را به عهده داشت ،از اينکه چنين دانشجوی فاضلی را از دست می داد ،اظهار تاسف کرده بود. سرانجام اشتياق به تحصيل بار ديگر او ر ا به دانشگاه کشاند .در سال 1324 ،پس از آنکه در امتحان ورودی دانشکده علوم معقول و منقول ،و دانشکده ادبيات حايز رتبه اول شده بود ،وارد رشته ادبيات فارسی دانشگاه تهران شد. به هر تقدير ،عبدالحسين زرين کوب در سال 1327 به عنوان دانشجوی رتبه اول از دانشگاه فارغ التحصيل شد،و سال بعد وارد دوره دکتری رشته ادبيات دانشگاه تهران گرديد و درسال 1334 از رساله دکتری خود با عنوان (نقد الشعر ،تاريخ و اصول آن) که زير نظر بديع الزمان فروزانفر تاليف شده بود با موفقيت دفاع کرد. دکتر زرين کوب در سال 1330 درکنار عده ايی از فضلای عصر همچون عباس اقبال آشتيانی ،سعيد نفيسی ،محمد معين،پرويزناتل خانلری ،غلامحسين صديقی و عباس زرياب ،برای مشارکت در طرح ترجمه مقالات دايره المعارف اسلام (E1)طبع هلند،دعوت شد...

برچسب‌ها: بروجرد, مفاخر, علما, دانشمندان, شخصیت ها, شهرستان بروجرد, بروجردی
[ 90/11/29 ] [ ] [ سردفتر ]

 

 

معرفی بروجرد

شهرستان بروجرد یکی از شهرستانهای استان لرستان در غرب ایران است. این شهرستان در منطقه کوهستانی زاگرس قرار گرفته و مرکز آن شهر بروجرد است كه در شمال شرقی استان لرستان واقع شده و از شمال به شهرستانهای ملایر و نهاوند در استان همدان، از شرق به شهرستان شازند در استان مرکزی، از جنوب به شهرستان دورود و از غرب به شهرستانهای خرم آباد و دلفان در استان لرستان محدود می شود. دارای دو شهر بروجرد و اشترینان و ۱۹۸ روستای دارای سکنه می‌باشد. این شهرستان ۱۶۰۶ کیلومتر مربع مساحت دارد و از دو بخش مرکزی و اشترینان و ۷ دهستان تشکیل شده كه 71 درصد  جمعيت آن شهری است و مابقی در روستاها متمركز شده‌اند.

طبيعت سحرانگيز بروجرد آنچنان در دل و جان هر انسانی تأثير می‌گذارد كه سياحان اهل ذوق و هنر نيز در آستانه‌ی زيبايش به تعظيم سر فرو گذاشته آنچنان كه سروده‌اند :

گرچه سپاهان بهشت روِی زمين است

ليـك نـيـــرزد بـه يــك بهـــــــــــار بروجرد

 


به عنوان آشنايی كلی با برخي از ويژگی‌های بروجرد آشنا مي شويم :

وسعت : 1606 كيلومتر مربع
طول شرقی : 45 دقيقه و 48 درجه
عرض شمالی : 53 دقيقه و 33 درجه
جمعيت شهری : 316014 نفر
آب و هوا : سرد كوهستانی
مناظر طبيعی :
گلرود، تالاب بيشه دالان، سراب ونايی، گلدشت
اقتصاد : كشاورزی، دامداری، صنعت
رودخانه : سراب سفيد، گله رود
ارتفاعات : گرين و ميش پرور
اهميت : تاريخی (به عنوان راه مواصلاتی)
آثار تارِيخی : مسجد جامع، امامزاده جعفر ،مسجد امام خمينی

----------------------------------------------------------------------------------

منبع:بروجرد نیوز


برچسب‌ها: بروجرد
[ 90/11/26 ] [ ] [ سردفتر ]

زناشویی همراه با درد


زمانی که یک زن برای نخستین بار رابطه جنسی را با همسر خود تجربه می کند به احتمال قریب به یقین به علت از بین رفتن پرده بکارت درد متوسط یا شدیدی را احساس خواهد کرد به خصوص اگر....

زمانی که یک زن برای نخستین بار رابطه جنسی را با همسر خود تجربه می کند به احتمال قریب به یقین به علت از بین رفتن پرده بکارت درد متوسط یا شدیدی را احساس خواهد کرد به خصوص اگر به علت استرس و یا عدم آمادگی کافی مجرای واژینال وی به اندازه کافی ترشح مخاطی نداشته و به حالت خشک باقی مانده باشد.

توضیحاتی که ارایه شد در مورد نخستین رابطه جنسی است اما زنانی هستند که حتی بعد از سالها که از ازدواجشان می گذرد اما باز هم در اثر برقراری رابطه جنسی دچار درد شدید می شوند و همین مساله باعث بیزاری این دست از زنان از رابطه جنسی می گردد.

همانطور که در مقالات پیشین هم اشاره شده است، یکی از علل رایج دردهای واژینال خشکی واژن است. به طور معمول در آستانه رابطه جنسی و تحریک شدن زن، مجرای واژن ترشحات مخاطی را ایجاد کرده تا برقراری رابطه جنسی تسهیل شود اما در اثر استرس و حالات عصبی ممکن است ایجاد این ترشحات، با خلل مواجه گردد.

به طور معمول در آستانه رابطه جنسی و تحریک شدن زن، مجرای واژن ترشحات مخاطی را ایجاد کرده تا برقراری رابطه جنسی تسهیل شود

از طرف دیگر فقدان تحریک و تهییج جنسی تقریبا متداول ترین دلیل مقاربت دردناک است. وقتی که بدن یک زن برای رابطه جنسی آمادگی داشته باشد واژن از جهت طولی و هم از جهت عرضی شروع به پهن شدن می کند. این اتفاق توام با مرطوب و لغزان شدن واژن برای جلوگیری از اصطکاک است.

ساختمان واژن طوری طراحی نشده که بدون تحریک جنسی بتواند دخول در آن انجام شود. اگر مطمئن هستید که شما به طور کامل تحریک می شوید اما هنوز احساس درد دارید پس باید تمام موارد زیر را مورد بررسی قرار دهید:

 وضع حمل: کاملا طبیعی و متداول است که زنانی که وضع حمل می کنند بعد از زایمان در هنگام برقراری نخستین روابط جنسی بعد از زایمان، مقداری احساس ناراحتی کنند به ویژه اگر زایمان طبیعی سختی را پشت سر گذاشته و کودکی درشت به دنیا آورده باشند.

یائسگی: رابطه جنسی در طی دوران یائسگی بخاطر نازک شدن دیواره واژن(به دلیل کاهش سطح استروژن) ممکن است بسیار دردناک باشد. لذا شما برای رفع این مشکل با مراجعه نزد متخصص زنان و یا حتی خانه های بهداشت تقاضای کرم استروژن کنید که اغلب خیلی سریع مشکل را رفع می کند.

زن

عفونت ادراری: التهاب یا سوزش واژن، برفک و ... می تواند سبب احساس درد در هنگام رابطه جنسی شوند.

حساسیت به کاندوم: شما ممکن است به جنس خاصی از کاندومها، کرم های ضد بارداری و یا لیز کننده ها حساسیت داشته باشید. بهتر است ضمن مشورت با پزشک از محصولاتی دیگر استفاده نمایید تا حداقل عوارض را برای شما به همراه داشته باشد.

عوامل و فاکتورهای موثر: مشکل اصلی این است که اگر برقراری رابطه جنسی با احساس درد توام است این مساله مانع از تحریک جنسی می شود و این خود احساس درد را شدید تر می کند. برخی زنان متوجه می شوند که در چرخه ای از درد گیر افتاده اند. قبلا تجربه یک مقاربت دردناک را داشته اند و لذا هراس دارند باز هم متحمل درد شوند که این خود مانع از تحریک لازم می شود؛ بنابراین درد بیشتری را احساس می کند و به همین ترتیب این چرخه ادامه می یابد.

درمان

روشهایی وجود دارد که خودتان با انجام آنها میتوانید  به بهبود شرایط کمک کند:

آرامش: این بهترین کاری است که می توانید انجام دهید. دوش بگیرید. از روش تنفس عمیق استفاده کنید و یا به نوارها و سی دی هایی که به شما آرامش می دهند گوش فرار دهید.

بر روی مباحث ارتباطی کار کنید: لازم است اطمینان حاصل کنید که ذهن و جسم شما آماده رابطه جنسی هست یا نه؟ اگر به خاطر موضوعی غمگین هستید و یا از شوهرتان عصبانی هستید اول این مشکلات را رفع کنید.

نرمشهای قسمت تحتانی لگن: این کار باعث افزایش جریان خون به ناحیه تناسلی می شود و شما هر گونه تحریک جنسی را بهتر و با حساسیت بیشتری درک خواهید کرد.

استفاده از لیز کننده ها: این مواد باعث افزایش سرعت روند رابطه جنسی می شوند.

تحریک سیستم عصبی سمپاتیک با تمرین های خاص: این تمرین یا سایر تمرینهایی که باعث افزایش سرعت تپش قلب می شوند در این کار موثرند. تحقیقات نشان داده که 15-30 دقیقه بعد میزان پاسخ دهی جنسی بدن تان بیشتر خواهد شد. چنانچه هیچ یک از تکنیکهای فوق برای شما کارایی نداشت نگران نشوید زیرا ممکن است مشکل شما با روشهای جدیدی که از تحقیقات جدید به دست آمده حل شود.

وقتی که بدن یک زن برای رابطه جنسی آمادگی داشته باشد واژن از جهت طولی و هم از جهت عرضی شروع به پهن شدن می کند. این اتفاق توام با مرطوب و لغزان شدن واژن برای جلوگیری از اصطکاک است

** گاهی اوقات اگر روش رابطه جنسی زوجین کمی تغییر کند احتمال دارد مقدار این دردها کاهش یابد. همچنین به خاطر داشته باشید گاهی اوقات منشا این دردها ممکن است برخی بیماری ها و یا اختلالهای زنانه مانند برگشتگی رحم باشد که در آن رحم شخص کمی به طرف عقب لگن انحراف پیدا کرده است. پس درصورت مواجهه با مقاربت دردناک، معاینات پزشکی را فراموش نکنید.

[ 90/11/25 ] [ ] [ سردفتر ]

افزایش تدریجی تمایل در زنان


هر مردی به سادگی می تواند شرایط را برای آرامش همسر خود فراهم آورد. مرد با شوخی های به جا و نوازش و بدون هر گونه اجبار و دغدغه ای می تواند میل را در همسر خود برانگیزد.

بارها و بارها در حین مصاحبه بالینی با زنانی که در خصوص روابط آمیزشی خود با همسرشان مشکل داشته اند، این عبارت را شنیده ام که : «همسر من اهل نوازش نیست، فقط به این که کار خودش را انجام دهد فکر می کنه»؛ و یا این عبارت که «همسرم خیلی دلش می خواهد که به نیاز من هم هنگام رابطه جنسی توجه داشته باشه ولی به نظر می آید که یا بلد نیست و یا خجالت می کشه که معاشقه کنه». به عکس برخی زنان چنان از رابطه عالی خود با همسرشان یاد می کنند که گویی هر دو طرف کاملا یکدیگر را درک کرده و از موهبت خداد دادی در حد اعلا استفاده می کنند اما این زنان نیز از این که همسرشان به اصطلاح فقط «محبت کردن را فقط در رختخواب بلدند و اصلا فکر نمی کنند که زن غیر از زمان های رابطه جنسی هم نیاز به آرامش و دیده شدن داره، فکر نمی کنند»، گلایه دارند.

مردان باید بدانند که با استفاده از لمس با دستی و ظریف و نوازشگر می توانند بازداری همسران خود را برای آمیزش کاهش دهند. با کمک دستان و انجام تحریک ملایم پوستی و به خصوص نواحی حساس جنسی زن، می توان اشتیاق و تمایل را در زن برانگیخت

گاهی اوقات مردان غافل از این نکته می شوند که زنان برای تجربه یک «آمیزش جنسی به اوج برنده»، نیاز به آرامش روحی و جسمی دارند. ممکن است یک مرد از جا پریده و برای انجام یک رابطه جنسی آماده شود بدون این که درک کند که زن نیاز به آرامش روانی برای انجام این کار دارد. ظاهرا یک تفاوت جدی بین زن و مرد برای تجربه آرامش باید وجود داشته باشد. مردان پس از تجربه اوج لذت جنسی و رسیدن به ارگاسم، آرامش را تجربه می کنند ولی زنان بایستی قبل از تجربه آمیزش به این آرامش رسیده باشند.

هر مردی به سادگی می تواند شرایط را برای آرامش همسر خود فراهم آورد. مرد با شوخی های به جا و نوازش و بدون هر گونه اجبار و دغدغه ای می تواند میل را در همسر خود برانگیزد. مردان باید بدانند که با استفاده از لمس با دستی و ظریف و نوازشگر می توانند بازداری همسران خود را برای آمیزش کاهش دهند. با کمک دستان و انجام تحریک ملایم پوستی و به خصوص نواحی حساس جنسی زن، می توان اشتیاق و تمایل را در زن برانگیخت.

هم نوازش نواحی غیر حساس و هم تحریک نواحی حساس جنسی هر دو بایستی در یک «آمیزش جنسی به اوج برنده» مورد توجه قرار گیرد. استفاده از این روش باعث ایجاد لذت بیشتری در زنان می شود و این میل را در زن ایجاد می کند که نسبت به تحریک شوهر خود مشتاقانه عمل کند.

معجزه ی نوازش

دانستن این نکته نیز ضروری است که مرد قبل از شروع رابطه تا حد زیادی میل را در خود برانگیخته است اما در ادامه رابطه، نیاز به اوج گیری میل خود دارد و اگر زن نسبت به این نیاز بی توجه باشد، ناکامی و دلسردی متوجه مرد می شود. پس نوازشگری خاصیتی متقابل دارد. مرد زن را با نوازش آماده می کند و زن با نوازش مرد را به اوج می رساند. زن تحریک را از نواحی مختلف بدن می تواند دریافت کند اما مرد صرفا با تحریک مستقیم آلت تناسلی اش تحریک را تجربه می کند.

نوازش و تحریک با دستان و از طریق لمس فقط وظیفه شوهر نیست بلکه زنان نیز بایستی نسبت به این امر مهم در آمیزش توجه داشته باشند. اگر می خواهید شوهران شما از سکس با شما دلسرد نشده و ناکام نشوند، لمس را به هنگام آمیزش فراموش نکنید. اگر فکر می کنید سختتان است که به طور مستقیم آلت تناسلی شوهرتان را تحریک کنید، یکی از راه کارهایی که می توان از آن بهره گرفت و تا حدی از ناکامی و دلسردی شوهر کاست، این است که به هنگام آمیزش با انداختن وزن بدن بر روی کشاله های ران شوهر، تا اندازه ای نسبت به تحریک او مؤثرتر عمل کنید.

البته لازم به یادآوری است که اگرچه مردان بالاترین میزان لذت و شهوت را از طریق تحریک مستقیم دریافت می کنند اما، آنان باید بدانند که به منظور ایجاد لذت و شهوت در همسر خود بایستی تحریک مستقیم را به تأخیر بیاندازند. با صرف کردن این زمان اضافه از طرف مرد، نه تنها همسرش خرسند و شادمان خواهد شد، بلکه خودش نیز لذت بیشتری را تجربه خواهد کرد. بنابراین، تا می توانید زمان آمیزش را بالا ببرید تا «آمیزش جنسی به اوج برنده» را تجربه کنید.  

افزایش تدریجی تمایل زن، یک هنر است. شما چقدر در این راه هنرمند هستید؟!

[ 90/11/25 ] [ ] [ سردفتر ]

نعوظ  های مشکل دار


برخی مردان از همان آغاز مواجهه ی جنسی دچار این مشکل می شوند؛ مردان دیگر، می توانند به نعوظ برسند، اما وقتی می خواهند اقدام به دخول کنند، یا لحظه ای بعد از آن، نعوظ را از دست می دهند. 


بهرام 35 سال دارد  و بیش از یک سال است که ازدواج کرده است. او و همسرش ظرف 7 ماه گذشته، بارها سعی کرده اند آمیزش جنسی داشته باشند، ولی هر بار ناتوانی بهرام در حفظ کردن نعوظ به مدت چند دقیقه، آنها را ناکام کرده است. هر بار که این اتفاق می افتد،علیرغم این که همسر بهرام به او اطمینان می دهد که دفعه ی بعد شرایط بهتر خواهد شد، اما بهرام ناراحت می شود . هر بار که او به این واقعیت فکر می کند که در اواسط 30 تا 40 سالگی قرار دارد و در اولین تجربه های جنسی خودش با چنین مشکلات ناکام کننده ای مواجه شده است، اضطرابش بیشتر می شود. او می ترسد هرگز نتواند زندگی جنسی طبیعی داشته باشد.

مردان مبتلا به  اختلال نعوظی، به طور مستمر و مکرر از  ناکامی و ناتوانی  محدود یا کامل خود در رسیدن به نعوظ کافی یا حفظ کردن آن در مدت فعالیت جنسی شکایت می کنند. این حالت باعث احساس پریشانی مرد می شود و در روابط صمیمانه ی فرد مشکلات عدیده ای را ایجاد می کند.

برخی از متخصصان، اختلال نعوظی را در بیش از نیمی از موارد، ناشی از مشکلات عروقی، عصب شناختی،هورمونی یا ضعف عملکرد به علت داروها، الکل و سیگار کشیدن می دانند

مردان مبتلا به اختلال نعوظی همانند زنانی که دچار اختلال انگیختگی جنسی می شوند (زنان مبتلا به این اختلال قادر نیستند از طریق فعالیت جنسی یا به هنگام این فعالیت ، به لیز شدن و تورم کافی مهبل برسند و آن را حفظ کنند) ، به مسائل جنسی علاقه دارند. برخی از مردان می توانند با آلت تناسلی شل و آویخته انزال کنند، اما میزان لذت آنها در مقایسه با زمانی که به نعوظ رسیده باشند، کمتر است. از آنجایی که مشکل نعوظی مردان مبتلا به این اختلال موجب پریشانی هیجانی و شرمندگی می شود، ممکن است کلا از آمیزش جنسی با همسر ، خودداری کنند. برخی مردان از همان آغاز مواجهه ی جنسی دچار این مشکل می شوند؛ مردان دیگر، می توانند به نعوظ برسند، اما وقتی می خواهند اقدام به دخول کنند، یا لحظه ای بعد از آن، نعوظ را از دست می دهند. 

این اختلال می تواند دایمی و یا اکتسابی باشد، تقریبا در 15 تا 30 درصد از مردان مبتلا به اختلال نعوظی اکتسابی، این مشکل به مرور زمان بر طرف می شود، که علت بر طرف شدن آن معمولا تغییر در شدت و یا کیفیت رابطه است.

تحقیقات نشان داده است تقریبا همه ی مردان(95 درصد) مبتلا به اختلال نعوظی، مشکلات روانی نظیر اضطراب و استرس شغلی، ملامت و سرزنش طولانی مدت از سوی همسر و مشکلات رابطه ای دیگر دارند.

مرد

داروهای مخصوص اختلال های جسمانی و روانی می توانند در فعالیت جنسی اختلال ایجاد کنند. برای مثال، داروهایی که تاثیرات تنگ کنندگی رگ دارند و برای درمان پر تنشی مصرف می شوند، مقدار تامین خون بر اندام های تناسلی را کاهش می دهند و باعث می شوند مردی که این داروها را مصرف می کند دچار مشکلات نعوظی شود؛ و یا مصرف داروهایی ضد افسردگی سه حلقه ای که می توانند عملکرد جنسی را مختل کنند، فعالیت سیستم عصبی پاراسمپاتیک را که در انگیختگی جنسی درگیر است، کاهش می دهند.  متاسفانه، خیلی از پزشکان این گونه عوارض جانبی را در نظر نمی گیرند یا فراموش می کنند به بیماران خود در مورد آنها هشدار دهند. آنها از یک طرف می خواهند دارویی تجویز کنند که برای مشکل جسمی بیمار موثر باشد و از طرف دیگر با مشکلاتی که این داروها برای زندگی جنسی بیمار ایجاد می کنند، مواجه می شوند.

از سوی دیگر برخی از متخصصان، اختلال نعوظی را در بیش از نیمی از موارد، ناشی از مشکلات عروقی، عصب شناختی،هورمونی یا ضعف عملکرد به علت داروها، الکل و سیگار کشیدن می دانند.

تمایز بین علت های جسمانی و روانی اختلال نعوظی فقط اهمیت علمی ندارد، بلکه این تمایز به تعیین درمان مناسب کمک می کند. برای مثال، اگر مشکلات نعوظی مرد ناشی از عوامل روانی باشد، درمان فردی یا زناشویی توصیه می شود. در حال حاضر، روش های درمان اختلال نعوظی به مدل هایی متکی هستند که عوامل جسمانی، آموزشی، نگرشی، درون روانی و میان فردی را ادغام می کنند.

این روش ها معمولا روی الگوهای رفتار جنسی زوج ها تمرکز دارند و کمتر به مسائل شخصیتی و رابطه ای می پردازند. متخصصان جنسی معتقدند که اغلب مشکلات موجود در اختلالات جنسی ناشی از نظاره گری است؛ بنابراین، روش های درمان آنها سعی دارند نگرانی از عملکرد جنسی را کاهش دهند. برای مثال، مردی که در مورد از دست دادن نعوظ در مدت آمیزش جنسی نگران است، شاید به قدری ذهن خود را به عملکردش مشغول کند که از خود تجربه ی جنسی غافل شود. این عینیت بخشیدن به تجربه، انگیختگی جنسی او را مختل می کند؛ در نتیجه، او عملا نعوظ خود را از دست می دهد. بنابراین ترس شدیدی که او را در مورد از دست دادن نعوظ داشته است تائید می شودو دفعه ی بعد با اضطراب بیشتری اقدام به آمیزش جنسی می کند.

درمانی که توصیه می شود چندین عنصر دارد. هدف اصلی این است توجه فرد از نگرانی در مورد عملکرد جنسی، به لذت شهوانی ناشی از تماس جسمانی نزدیک با شریک جنسی او متمرکز شود

 این نیز اهمیت دارد که زن و شوهر ، امیال جنسی خود را آشکارا به یکدیگر منتقل کنند. متخصصان جنسی برای دستیابی به این دو هدف، توصیه می کنند که زوج ها از تمرکز بر احساس استفاده کنند. در این روش درمانی، زوج ها به نوبت یکدیگر را به صورت غیر جنسی، اما محبت آمیز تحریک می کنند، بعد به تدریج ظرف یک دوره ی زمانی به سمت تحریک تناسلی پیشروی می کنند. در مدت تمرین تمرکز بر احساس، از افراد خواسته می شود به جای نیازهای شریک جنسی خود، روی احساس های خودشان تمرکز کنند. در مرحله ی مقدماتی درمان، آمیزش جنسی ممنوع است، واقعیتی که شاید شگفت آور به نظر برسد، زیرا این درمان جنسی است. اما فرض بر این است که وقتی گزینه ی آمیزش جنسی حذف شده باشد، هیچ کدام از شریکان جنسی برای عملکرد جنسی احساس فشار نمی کنند و از این رو، احتمال شکست کاهش می یابد. علاوه بر این، زن و شوهر  می توانند یاد بگیرند  یکدیگر را به شیوه های جدیدی تحریک کنندکه قبلا امتحان نکرده بودند و در این راستا ارتباط جنسی خود را بهتر کنند.

[ 90/11/25 ] [ ] [ سردفتر ]

دختر و پسر به سوی مدرنیته


با گسترش مدرنیته در سال های اخیر، ساخت های اجتماعی نیز دچار تغییر و تحولاتی شد که از آن می توان به تغییر ساختاری روابط انسانی اشاره کرد. روابط میان دختر و پسر هم به عنوان یکی از روابط انسانی با تغییرات جامعه، دچار تحولاتی شد.


روابط دختر و پسر

در دهه های گذشته به دلیل سنتی بودن خانواده ها، دختران حضور اجتماعی بسیار کمی داشتند و روابط آنها زیر کنترل عمیق خانواده هایشان قرار داشت. از سوی دیگر پسران نیز در روابط شان با محدودیت های بسیاری روبرو بودند و روابط میان دختر و پسر در جامعه قبح بزرگی محسوب می شد که به این راحتی ها قابل بخشش نبود. پسران هم برای ایجاد ارتباط با جنس مخالف تنها می توانستند از طریق خانواده و خواستگاری رفتن، به هدف خود نایل آیند و روابط عاشقانه و دوستی های رمانتیک بسیار معدود بود که جو عمومی با آن مقابله می کرد.

سال ها از پس هم گذشت و با نفوذ تدریجی مدرنیته و رسانه های مختلف، گسترش روابط میان انسان ها به جایی رسید که عصر جدید را عصر ارتباطات نامید اند.

افزایش ورودی دختران دانشگاه

یکی از مواردی که در سالهای اخیر باعث گسترش ارتباطات میان دختران و پسران شد، اقبال عمومی دختران به سمت دانشگاه ها بود. دخترانی که در سال های نه چندان دور به تحصیل در مقاطع ابتدایی و راهنمایی و یا نهایتا متوسطه اکتفا می کردند، به دانشگاه ها رفتند و هر روز بر تعداد آنها در مراکز آکادمیک افزوده شد، تا جایی که قبولی های دختر دانشگاه ها از پسران هم پیشی گرفت و یکی از مسیرها برای ایجاد و افزایش ارتباط میان دختران و پسران دانشجو که غالبا مجرد هم بودند، ایجاد شد.

 با رواج زندگی های مجردی گرایش به ازدواج در میان جوانان کاسته می شود و زندگی ها به سمت روابط آزاد کشیده می شود. در چنین شرایطی که نظارتی از سوی خانواده ها بر جوانان وجود ندارد، آنها بیش از پیش در خطر روابط خارج از عرف قرار می گیرند

خوابگاه های خصوصی و خانه های مجردی

ورود سیل عظیمی از دختران به دانشگاه ها علاوه بر اینکه زمینه را برای ارتباط آنها با پسران دانشجو فراهم کرد، حاشیه های دیگری را نیز به دنبال داشت. بسیاری از واحد های دانشگاهی به خصوص واحدهای دانشگاه آزاد، امکانات خوابگاهی برای پذیرفته شدگان خود نداشتند و این موضوع باعث می شد که دختران و پسران دانشجوی غیربومی، اقدام به تهیه خوابگاه های خصوصی و خانه های مجردی در شهر محل تحصیل خود کنند. گرایش دانشجویان به خانه های مجردی و نبود نظارت والدین بر آنها باعث افزایش روابط خارج از هنجارمیان دختران و پسران دانشجو شد. از سوی دیگر دخترانی که از شهرستان ها به شهرهای بزرگ می رفتند و چهار سال بدون نظارت والدین زندگی خود را ادامه می دادند، دیگر انگیزه ای برای بازگشت به شهر خودشان و زندگی در محیطی محدود را نداشتند و این موضوع باعث می شد که این دختران در شرایط باقی مانده که داشتند، تن به هر کاری بدهند.

فردگرایی و افزایش زندگی های مجردی

یکی از اصلی ترین نشانه های مدرنیته در جوامع، رواج فرد گرایی است. در جوامع سنتی روابط بر پایه منافع عمومی و گروهی شکل می گرفت و مردم از حقوق خود برای منافع گروه می گذشتند. اما در مدرنتیه، فرد و منافع شخصی است که حرف اول را می زند و در این میان هر کس تنها به دنبال سود و زیان شخصی خودش می گردد.

 گرایش دانشجویان به خانه های مجردی و نبود نظارت والدین بر آنها باعث افزایش روابط خارج از هنجارمیان دختران و پسران دانشجو شد

با گسترش تب فرد گرایی، فرد از زندگی در میان جمع دور می ماند و زندگی های مجردی مانند نمونه های مشابه ای که در جامعه اروپایی و امریکایی وجود دارد، رواج پیدا می کند. در چنین شرایطی مردم از زندگی های خانوادگی دور مانده و به سمت زندگی مجردی رو می آورند و آمارهای رواج خانه های مجردی در کلانشهرهای کشور در سال های اخیر گویای این اتفاق است. از سوی دیگر با رواج زندگی های مجردی گرایش به ازدواج در میان جوانان کاسته می شود و زندگی ها به سمت روابط آزاد کشیده می شود. در چنین شرایطی که نظارتی از سوی خانواده ها بر جوانان وجود ندارد، آنها بیش از پیش در خطر روابط خارج از عرف قرار می گیرند.

خانه ی مجردی ، تنهایی و خطر

بالا رفتن سن ازدواج و افزایش روابط دختر و پسر

افزایش سطح تحصیلات و گرایش جوانان به سمت تشکیل خانواده های هسته ای و مستقل باعث شد که سن ازدواج افزایش یابد. دیگر مانند قدیم ها نبود که دختران به محض رسیدن به بلوغ باید شوهر می کردند و پسران هم پس از آنکه کاری پیدا کردند ، به فکر ازدواج می افتادند. دوره و زمانه تغییر پیدا کرده بود و دختران به فکر ادامه تحصیل و اشتغال بودند و پسران هم باید به اندازه ای کار می کردند که لااقل توانایی اجاره یک خانه مستقل را پیدا می کردند زیرا دیگر مانند گذشته نبود که عروس سال ها در کنار خانواده شوهر زندگی می کرد تا اینکه شاید روزی بتوانند مستقل باشند. از سوی دیگر اشتغال دختران و استقلال مالی آنها، باعث شد که تنها به دلیل برآوردن نیازهای مالی تصمیم به ازدواج نگیرند و خودشان به تنهایی قادر به تامین معیشت خود باشند. این موارد در کنار هم باعث شد که سن ازدواج در میان جوانان افزایش یابد و در نتیجه آنها روابط میان دختران و پسران افزایش پیدا کند.

گسترش روابط در جامعه مدرن و بازتعریف مفاهیم هنجاری در نسل جدید باعث شد که روابط میان دختر و پسر بسیار بیش از سال های پیش از آن همه گیر شود و در این میان، مسئولان کشور هستند که باید از طریق ابزار هایی مانند رسانه ملی و نهادهای متولی مانند سازمان ملی جوانان به بررسی عوامل گسترش و آسیب زایی این روابط بپردازند و با تسهیل ازدواج که بهترین روش برای ارضای نیاز جنسی و کنترل روابط است، زمینه را برای ایجاد خانواده های سالم و ازدواج های پایدار فراهم اورند.

[ 90/11/25 ] [ ] [ سردفتر ]
زن

سوال: نمایان بودن ابروی اصلاح شده در برابر نامحرم چه حکمی دارد؟

امام خمینی (ره)

سوال: آیا صلاح است برای زن ها تمام گردی صورت (چه اصلاح کرده و چه اصلاح نکرده) نمایان باشد؟

در صورت نداشتن مفسده مانع ندارد، ولی نباید با زینت باشد.

استفتائات، 1382، ج3، ص 256، س 33

 

آیت الله بهجت (ره)

باسمه تعالی. جایز نیست.

آیت الله تبریزی (ره):

بر زن جایز نیست که آرایش خود را بر آجنبی نمایان کند، و لکن پوشاندن آنچه که بین زن ها و پیره زن ها متعارف است مانند ابرو گرفتن واجب نیست، اگر چه احتیاط در پوشاندن است

آیت الله تبریزی (ره)

باسمه تعالی. بر زن جایز نیست که آرایش خود را بر آجنبی نمایان کند، و لکن پوشاندن آنچه که بین زن ها و پیره زن ها متعارف است مانند ابرو گرفتن واجب نیست، اگر چه احتیاط در پوشاندن است. والله العالم

 

آیت الله خامنه ای (دام ظلّه)

باسمه تعالی. اگر زینت محسوب می شود باید از نامحرم پوشانده شود.

 

آیت الله سیستانی(دام ظلّه)

اشکال ندارد.

 

آیت الله فاضل لنکرانی (ره)

باید از دید نامحرم پوشیده شود.

 

آیت الله مکارم شیرازی (دام ظلّه)

اشکالی ندارد.


برچسب‌ها: احکام, ازدواج, ابرو, اصلاح, نامحرم
[ 90/11/25 ] [ ] [ سردفتر ]

خارجی‌ها چقدر مهر می‌كنند؟


چند سال قبل، یکی از شبکه های تلویزیونی صدا و سیمای خودمان گزارشی از زندگی یک زوج لبنانی پخش کرد که برای تحصیل به ایران آمده بودند. گزارشگر از زن جوان پرسید مهریه تان چقدر بوده؟ دختر چند ثانیه ای فکر کرد و بعد رو به همسرش پرسید: محمد مهریه من چقدر بود؟! رقمی که آن روز مرد جوان اعلام کرد، چیزی کمتر از حقوق ماهانه یک کارمند ایرانی بود. آنقدر که گزارشگر برنامه هم نتوانست تعجبش را پنهان کند. اما پاسخی که زن جوان داد، تمام علامت تعجب ها را کنار زد: «مهریه یک هدیه است که همسرم به من می دهد. مردم در لبنان هر قدر هم ثروتمند باشند، رسم ندارند مهریه را سنگین بگیرند.»

خارجی‌ها چقدر مهر می‌كنند؟

یک بررسی اجمالی در فرهنگ ازدواج کشورهای دور و اطراف نشان می دهد که ایران تنها کشور اسلامی است که با وجود تاکید صریح اسلام بر تناسب مهریه با دارایی مرد در زمان ازدواج، رقم های نجومی و عجیب و غریبی به عقدنامه زوج های جوانش راه پیدا می کند.

مثلا میانگین نرخ مهریه در عربستان حدود 14 هزار دلار است. یعنی با نرخ امروزی دلار حدود 18 میلیون تومان به پول ما. در هند این نرخ از 100 هزار تا یک میلیون و پانصد روپیه متفاوت است که تقریبا معادل 2 و نیم میلیون تا 36 میلیون تومان می شود.

درکشور آذربایجان میانگین نرخ مهریه 2 هزار منات برابر با 3 میلیون تومان است و مردم ترکیه هم رقمی حول و حوش 35هزار لیره یا حدود 25 میلیون تومان مهریه دارند.

در کشور چین به خصوص منطقه ارومچی، نرخ مهریه چیزی در حدود 100 هزار یوآن است که با کمی بالا و پایین به 20 میلیون تومان ما می رسد. البته این میزان در برخی مناطق و قومیت ها از این هم کمتر می شود. مردم عمان هم به طور میانگین حدود 10 هزار ریال مهر تعیین می کنند که به پول کشور ما می شود 27 میلیون تومان.یک بررسی اجمالی در فرهنگ ازدواج کشورهای دور و اطراف نشان می دهد که ایران تنها کشور اسلامی است که با وجود تاکید صریح اسلام بر تناسب مهریه با دارایی مرد در زمان ازدواج، رقم های نجومی و عجیب و غریبی به عقدنامه زوج های جوانش راه پیدا می کند

حالا اوضاع در کشور ما چطور است؟

بر اساس بررسی های انجام شده در مركز مطالعات جمعیتی آسیا و اقیانوسیه میانگین مهریه زنان ایرانی در حال حاضر بین 260 تا 350 سکه طلا است که با نرخ امروزی طلا در بازار (که حدود 850 هزار تومان است) معادل 220 تا 297 میلیون تومان می شود. این البته در حالی است که نتایج بررسی ها نشان می دهد میزان میانگین مهریه در 5سال اخیر 3برابر شده است و این روند افزایشی همچنان ادامه دارد!

بد نیست بدانید که میزان میانگین مهریه در 20 سال قبل 150 سكه طلا بود اما در سال های گذشته به 300 سکه رسید. این روند تا حدی سرعت گرفت که میانگین نرخ مهریه تنها در 5 سال گذشته به 450 سكه طلا افزایش پیدا کرده است.

در تحقیقی که موسسه مطالعات جمعینی آسیا و اقیانوسیه بیش از 1200 زن و مرد متاهل بین 18 تا 40 سال در حدود 12 استان كشور انجام داد، مشخص شد که میزان مهریه با میزان تحصیلات رابطه مستقیم دارد! در حقیقت هر قدر تحصیلات زنان بیشتر باشد، میزان مهریه آنها هم بیشتر است و بر عکس. بر این اساس، میانگین میزان مهریه زنان با تحصیلات ابتدایی 52 سكه طلا، راهنمایی 208 سكه و زنان دارای مدرك لیسانس و بالاتر 400 تا 500 سكه طلاست.

به عبارتی مهریه در ایران برای بعضی ها به معنای قیمت و ارزشی است که برای معامله ای به نام «ازدواج» تعیین می کنند!


برچسب‌ها: خارجی, مهریه, مسلمان, غیرایرانی, خارجی ها
[ 90/11/16 ] [ ] [ سردفتر ]

هفت نکته درباره مهریه:


حتما می دانید که مهریه (صداق) در تعریف شرعی، نشان محبت و صداقت مرد نسبت به زن است. اما ماجرا به همین سادگی نیست. همین محبت و صداقت، باید شرایطی داشته باشد تا شرعی باشد و مهم تر از آن هم زن را به زندگی و محبت مرد دلخوش کند و هم مرد را به دردسر نیندازد.

هفت نکته درباره مهریه

1- مهریه در سند عقدنامه ذكر می‌شود و دینی به گردن شوهر است.

2- زن به محض ازدواج حق مطالبه مهریه را دارد و می‌تواند هر نوع تصرفی كه بخواهد در آن داشته باشد. (اگرچه که جایگاه مقدس خانواده و مصلحت حکم می کند که زن مهریه را هر زمان شوهرش قادر بود و به او فشاری نمی آمد بخواهد و بهتر است مرد، قبل از آن که زن درخواست کند مهریه اش را بپردازد.)

3- اگر مهریه در عقدنامه ثبت شده باشد، می‌توان آن را از طریق اداره اجرای ثبت اسناد و یا محاكم عمومی مطالبه کرد.

درصورتی كه مهریه وجه نقد باشد اداره ثبت و یا دادگاه با استفاده از شاخص ارائه شده توسط بانك مركزی نرخ آن را در روز مطالبه محاسبه خواهد كرد.

4- مهریه تا حدی كه رفع جهالت از آن شود باید برای طرفین مشخص باشد.

5- مبلغ مهریه و کم و زیاد بودن آن مهم نیست. مهم این است که به توافق طرفین رسیده باشد.

6- بر اساس قانون، برای ادای تمام یا قسمتی از مهریه می‌توان مدت یا اقساطی قرار داد.

7- مهریه نشان محبت مرد به همسرش است. اما مراقب باشید که این هدیه، با ترس و اجبار و وحشت از زندان افتادن تقدیم خانم نشود!

شرایط مهریه در شرع:

1- مالیت داشته باشد.

2- قابل تملك و نقل و انتقال باشد.

3- معلوم و معین باشد.

4- قدرت بر تسلیم و تسلم داشته باشد.

بنابراین اگر کسی مهریه خود را فقط حج عمره قرار دهد، مهریه از نظر شرعی پذیرفته شده نیست و برای آن مهر المثل قرار داده می شود. مگر آن که هزینه یک سفر حج به عنوان مهریه قرار داده شود که در آن صورت هزینه متوسط سفر حج بر شوهر لازم می شود.

انواع مهریه:

بیشتر ما فکر می کنیم انواع مهریه فقط شامل عندالمطالبه و عندالاستطاعه است اما مهریه در نگاه شرع انواع مختلفی دارد که عبارتند از:

مهر المسمی: مهری كه در عقد نكاح تعیین شده یا تعیین آن به عهده شخص ثالثی گذارده شده است.

مهر المِثل: مهری است كه در عقدنامه ذکر نشده اما شرع حق زن می داند و میزان آن بر مبنای شخصیت، جایگاه اجتماعی، شرافت و اوضاع و احوال زن تعیین می شود.

مهر السُنه: مقدار آن 5/262 مثقال پول نقره مسكوك است.


برچسب‌ها: مهریه, مهرالمثل, مهرالمسمی, مهرالسنه, عندالاستطاعه
[ 90/11/16 ] [ ] [ سردفتر ]

مهریه به سامان شد؟!


حکایت مهریه های ایرانی امروز به حکایت چاله هایی تبدیل شده که هیچ وقت پر نمی شوند. چاله هایی که هر ماه 200 نفر را به بند می کشند و هر سال 3هزار خانواده را سرگردان می کنند.

مهریه به سامان شد؟!

این ها آماری نیست که ما برای حساس کردن موضوع اعلام کنیم، ستاد دیه کشور این آمار رسمی را چند ماه قبل اعلام کرد تا یک لرزه به تن دولت و مجلس بینداز اما بیشتر از دولت و مجلس، این خانواده ها بودند که لرزیدند و ماجرا حتی به اندازه یک تکان کوچک هم خواب دولتی ها و مجلسی ها را به هم نزد!

به هر حال اگر دوست دارید که مواضع قانونی را درباره مهریه های کلان این روزها بدانید، باید بگوییم وضعیت نابسامان مهریه در یک دوره کوتاه باعث شد تا دولتمردان و نمایندگان مجلس برای قاعده مند کردن آن دور هم جمع شوند اما این جلسات و مذاکره ها هیچ وقت به نتیجه نرسیده است.

چند سال قبل، وقتی لایحه حمایت از خانواده به مجلس ارائه شد، ماده‌ای در رابطه با مهریه وجود داشت که به تعیین مالیات برای مهریه‌های بالاتر از عرف اشاره داشت.

بر اساس این لایحه مهریه متعارف تا سقف 10 میلیون تومان تعیین شده بود اما این ماده به دلیل مشکلات شرعی و قانونی و تبعات اجتماعی آن تصویب نشد. هر روز به طور متوسط 6 نفر بابت مهریه به زندان می‌افتند که میانگین سنی آنها 25 سال است! رقمی که در سال 3 هزار و 327 تخت را در زندان‌های کشور اشغال می کند و وضعیت 3 هزار و 327 زن را همراه با خانواده شان معلق نگه می دارد و 3 هزار و 327 نیروی کار را از چرخه اقتصادی دور نگه می دارد

در همان زمان زمزمه های غیرقانونی بودن ثبت ازدواج هایی با مهریه‌های نامتعارف و رقم های بالا هم به گوش رسید اما این زمزمه ها هیچ وقت جنبه رسمی و قانونی پیدا نکرد تا در نهایت، وقتی همه از قانونمند کردن رقم مهریه ها ناامید شدند، دست به دامن شروط عقدنامه ای شوند و با تغییر دادن آنها تبعات منفی آن را کاهش دهند.

به این ترتیب بحث های مربوط به عندالمطالبه یا عندالاستطاعه بودن مهریه سر زبان ها افتاد و قوانین تازه ای در این باره تصویب شد که البته هنوز نتیجه ای از آن به دست نیامده است! چون آخرین آمارهایی که از این ها آمار و ارقامی است که چندی پیش ستاد دیه کشور در اختیار رسانه ها قرار داد. بر اساس این آمار هر روز به طور متوسط 6 نفر بابت مهریه به زندان می‌افتند که میانگین سنی آنها 25 سال است! رقمی که در سال 3 هزار و 327 تخت را در زندان‌های کشور اشغال می کند و وضعیت 3 هزار و 327 زن را همراه با خانواده شان معلق نگه می دارد و 3 هزار و 327 نیروی کار را از چرخه اقتصادی دور نگه می دارد.


برچسب‌ها: سامان, مهریه, سامان دهی, میزان, متعارف
[ 90/11/16 ] [ ] [ سردفتر ]

چرا زنان مهریه بالا دوست دارند؟


مهریه های امروزی ابزارهایی برای اعتبارزایی هستند. یعنی از نگاه خانواده عروس، دختر هر قدر مهریه بالاتری داشته باشد، ارزشمندتر است و کسی که مهریه پایینی دارد درجه اعتبار پایین تری در خانواده داماد داشته که حاضر نشده اند مهریه بیشتری برای او در نظر بگیرند.

چرا زنان مهریه بالا دوست دارند؟

این نوع نگاه، باعث به وجود آمدن نوعی رقابت در خانواده ها می شود که همه را مشتاق مهریه های بالاتر می کند.

اما به جز این، دلایل دیگری هم برای انتخاب مهریه های بالا وجود دارد. دکتر داور شیخاوندی، مدیر گروه علمی- تخصصی مسائل و آسیب‌های اجتماعی انجمن جامعه‌شناسی ایران موضوع را این طور توضیح می دهد.

1- برخی از زنانی که مهریه‌های کلان در نظر می‌گیرند دلیل خود را ناامنی‌های اقتصادی عنوان می‌کنند. این احساس ناامنی از کجا نشأت می‌گیرد؟ چرا زنان فکر می‌کنند چند سال دیگر در کنار مردشان هیچ پولی نخواهند داشت؟

دلیل اصلی این است که از گذشته تا به حال بیشتر زنان شاغل نبوده اند و منبع درآمد شخصی نداشته اند. به همین دلیل زن از طریق مهریه کلان می‌خواهد خود را بیمه کند. نداشتن امنیت اقتصادی زنان را وادار می‌کند تا مهریه‌های زیاد برای خود بگذارند، غافل از اینکه چنین شروطی دیرپا نیست.

2- تحصیلات و درآمدی که خانم‌ها در سال‌های اخیر کسب کرده‌اند و برخی از مردان روی آن حساب هم می‌کنند بر میزان مهریه تأثیر می‌گذارد. در خانواده‌های کم‌درآمد جامعه، مبلغ مهریه خیلی بالا نیست ولی وقتی مرد به سراغ زنی شهرنشین و تحصیل‌کرده می رود، نرخ مهریه متفاوت خواهد بود. این زن حداقل خرج تحصیلش را در تعیین مهریه در نظر می‌گیرد.

از طرف دیگر در گذشته زن به نسبت مهریه‌ای که درخواست می‌کرد، جهیزیه با خود می‌برد ولی اکنون در اکثر مواقع چنین چیزی رخ نمی‌دهد، ضمن اینکه مهریه از نظر شرعی لازم‌ است ولی جهیزیه اینگونه نیست. خانواده داماد نمی‌تواند مدعی شود که خانواده عروس جهیزیه کاملی با خود نیاورده است اما در عمل و در عرف به‌دلیل پولزدگی خانواده و افزایش سنوات ماندن در خانه پدری و خدماتی که دختر در خانه شوهر‌ انجام می‌دهد مهریه افزایش یافته است.

3- نباید فراموش کرد که مهریه عامل اتکا به نفس زنان است. از آنجا که در زمان تقسیم ارث مهریه زن بر همه چیز ارجحیت دارد بنابراین پرداخت آن از ارث، احتمال عسر‌ و حرج زن را پایین می‌آورد. زنانی که تحصیلات، مهارت و توانایی زیادی ندارند بدون مهریه نمی‌توانند از پس هزینه‌های زندگی بربیایند.

مردهایی که ترس از طلاق و اجرا شدن مهریه‌های کلان دارند اتکا به نفسشان کمتر خواهد بود و در برخی موارد شاید قلدری به خرج بدهند و کار را به کتک و اذیت برسانند تا زن خودش زندگی را ترک کند

مهریه؛ ابزاری برای شوهر ترسانی!

مهریه برای عده‌ای از زنان ابزاری برای ترساندن شوهران است که یا باید طلاق بدهند یا به شرایط بانوی خانه تن در دهند. برخی از مردان به عهد خود عمل نمی‌کنند و پولی را که بایستی همان ابتدا بدهند پرداخت نمی‌کنند و معمولا ترجیح می‌دهند میزان آزار و اذیت را افزایش دهند تا زن راضی به بخشیدن مهریه‌اش شود یا با همان آزارها بسازد و تن به طلاق عاطفی بدهد که اثرات سوئی هم بر خود آنها و هم بر بچه‌ها می‌گذارد.

در یکی از کاربردی‌ترین اشکال هم مهریه و به اجرا گذاشتن آن حربه‌ای است برای رسیدن به جدایی و راضی کردن شوهر به طلاق (حقی که زن ندارد) و گاهی هم وسیله اخاذی و تهدید و فشار است.نباید در جامعه این همه برای پول تبلیغ کنند؛ تبلیغ‌هایی که در آن از مردم می‌خواهنددر بانک‌ها پول بگذارند تا به ارتفاع دماوند پول جایزه بگیرند و خوشبختی‌ها را در شمش طلا و پول نشان می‌دهند. در هیچ کشور سرمایه‌داری به اندازه ایران در مورد سرمایه‌داری تبلیغ نمی‌کنند. باید برای کار و مهارت تبلیغ کنند، نه برای پول

البته برای ثروتمندان پرداخت مهریه تغییری در روال زندگی ایجاد نمی‌کند و فقط آنهایی که از طبقات متوسط جامعه هستند اوضاع برایشان کمی فرق می‌کند. مردهایی که ترس از طلاق و اجرا شدن مهریه‌های کلان دارند اتکا به نفسشان کمتر خواهد بود و در برخی موارد شاید قلدری به خرج بدهند و کار را به کتک و اذیت برسانند تا زن خودش زندگی را ترک کند.

شرایط موجود به‌گونه‌ای است که بد قولی و بی‌اعتمادی افزایش یافته و زن‌ها برای دلخوش کردن خود یا خانواده‌شان میزان مهریه را افزایش می‌دهند درحالی‌که برای دوام خانواده باید فکری کرد.

نباید در جامعه این همه برای پول تبلیغ کنند؛ تبلیغ‌هایی که در آن از مردم می‌خواهند در بانک‌ها پول بگذارند تا به ارتفاع دماوند پول جایزه بگیرند و خوشبختی‌ها را در شمش طلا و پول نشان می‌دهند. در هیچ کشور سرمایه‌داری به اندازه ایران در مورد سرمایه‌داری تبلیغ نمی‌کنند. باید برای کار و مهارت تبلیغ کنند، نه برای پول. باید همه دست به دست هم بدهیم تا برای دوام خانواده کاری بکنیم.


برچسب‌ها: زنان, مهریه بالا, دوست داشتن, میزان مهریه, راز دوست داشتن
[ 90/11/16 ] [ ] [ سردفتر ]

مهریه‌ای جایگزین سکه


درست است که از چند سال قبل سکه بهار آزادی جای پول و زمین و ملک و املاک را گرفته و دیگر کمتر کسی به چیزی جز سکه راضی می شود، اما این روزها که قیمت سکه سر به فلک می زند، خیلی ها راغب هستند مهریه ای جز سکه داشته باشند.

مهریه‌ای جایگزین سکه

اما باید بدانید که مهریه تعریفی دارد و نمی توان هر چیزی را به عنوان مهریه ثبت کرد. بر اساس قانون، مهریه باید مالیت داشته باشد یعنی اینکه نوع مهریه باید ارزش معاملاتی داشته و بتوان آن را تبدیل به ارزش ریالی کرد.

به عنوان مثال بال مگس و پروانه یا اعضای بدن را نمی توان به عنوان مهریه ثبت کرد زیرا مالیت نداشته و قابل معامله نیست و ثبت اینگونه مهریه ها غیرقانونی است. در واقع حتی اگر زوجین هم مهریه ای نامتعارف را شرط کرده و مورد توافق شان باشد دفترخانه ها نباید آن را ثبت کنند.

بنابراین کسانی که مهریه های زیادی معنوی یا زیادی عجیب و دور از ذهن را تعیین می کنند، عملا مهریه شرعی انتخاب نکرده اند و محضردارها هم نباید این مهریه ها را ثبت کنند. مثلا شما نمی توانید به عنوان مهریه، از همسرتان بخواهید قرآن کریم یا دیوان اشعار حافظ و مولانا را حفظ کند، نمی توانید بخواهید به جای مهریه، فوق دکترا بگیرد یا مثلا هر روز یک نکته اخلاقی به شما بیاموزد. اما اگر در کنار این ها، یک سکه، یک گونی برنج، یک تکه پارچه به عنوان مهریه تان قرار دهید، آن وقت مهریه ارزش ریالی پیدا می کند و شرعی و قانونی می شود.

 یک پیشنهاد خوب

اما اگر مایلید یک مهریه معقول داشته باشید و هم جنبه مالی و حمایتی آن را حفظ کنید و هم انصاف را رعایت کرده باشید، توصیه می کنیم مهریه خود را با یک روش دیگر تعیین کنید. چطور؟

طلا در حال حاضر نه فقط در ایران که در بازار جهانی هم وضع بحرانی دارد و حسابی دچار تورم است. بنابراین منصفانه تر این است که در تعیین میزان مهریه قیمت سکه را در زمان عقد در نظر بگیرید و مبلغ ریالی آن را به عنوان مهریه ثبت کنید. مثلا اگر می خواهید 100 سکه مهرتان باشد، 100 را ضرب در 850 هزار تومان که نرخ امروز سکه است کرده و رقم 85میلیون تومان را مهریه تعیین کنید. به این ترتیب اگر روزی روزگاری بازار دوباره به حال و روز امروز افتاد و کسی نتوانست جلوی افزایش قیمت سکه را بگیرد، همسر شما برای پرداخت مهریه تان بیچاره نخواهد شد و کافی است رقم مهریه شما ضرب در میزان تورم سال های پس از عقدتان شود و رقم نهایی به دست بیاید. این رقم به مراتب واقعی تر از رقمی است که در اثر تورم های کاذب بازار طلا به دست خواهد آمد.

به فامیل و دوست و آشنا هم می توانید بگویید مهرتان معادل 100 سکه بهار آزادی است. این طوری لازم نیست نگران کلاس مهریه تان باشید!


برچسب‌ها: مهریه, میزان مهریه, پیشنهاد
[ 90/11/16 ] [ ] [ سردفتر ]
[ 90/11/11 ] [ ] [ سردفتر ]

جنس مخالف ،نه دیوه نه فرشته!!


بالآخره روابط بین دختر و پسر چگونه باید باشد؟ برخی می گویند اصلاً چه لزومی دارد روابط داشته باشیم؟ و برخی دیگر روابط کاملاً آزاد را تجویز می کنند... نظر شما چیست؟ با ما همراه باشید....

قواعد رفتار بی خطر با جنس مخالف

در دو مقاله پیشین به بررسی انواع روابط دختر و پسر و چرایی آن پرداختیم و دلایل مناسب نبودن دوستی های به اصطلاح خیابانی را بیان کردیم. حال سؤال این است که پس چه کنیم؟ آیا نباید بین دختر و پسر هیچ رابطه ای باشد؟

اگر کسی به شما بگوید کلاً رابطه بین دو جنس ممنوع است نه تنها مسلمان نیست بلکه به عقلش هم شک کنید!!! در دین مبین اسلام ، که برای همه شئون بشر برنامه جامع دارد برای روابط بین دو جنس بشر نیز حساسیت به خرج داده شده است و برای آن ضوابطی تعیین شده از جمله:

شناخت واقعیت های جنس مخالف:

اول باید بدانیم که او نیز انسانی چون ماست که دارای ویژگیهای مثبت و منفی ، توانایی و ضعف و خصوصیات اخلاقی مثبت و منفی است. نباید ناراحتی ما از اعضای خانواده منجر به تصوری ایده آل و غیرواقعی از جنس مخالف شود.

شاهزاده ی رؤیایی! :

خیالبافی افراطی درباره جنس مخالف به واقع بینی شما لطمه می زند. حواستان باشد آنقدر درباره اش رویاپردازی نکنید که کم کم خودتان هم خیالات خودتان را واقعیت بپندارید!

ترس؟هیجان؟خصومت؟ هیچکدام!! باور کنید جنس مخالف شما نه دیوه نه فرشته!

نه به آن شوری که تمام افراد غیر همجنس تان را وحشی و سوء استفاده گر بدانید نه به این بی نمکی که یکطرفه و در ذهنتان او را فرشته و عالیترین انسان بدانید.

کنترل خونسردی و صلابت شخصیت در مقابل او:

تو یک انسانی و محترم، او نیز یک انسان است و دارای ارزش و احترام. پس وقتی با هم روبرو می شوید مثل دو انسان محترم ارزشمند رفتار کنید بدون اینکه هیجان زده شوی و دستپاچه از اینکه با جنس مخالفت روبرو شدی ، یا از آن طرف خیلی خودت را دست بالا بگیری که انگار فقط خودت محترمی!

دینت کجای این روابطه؟

حدود شرعی که درباره محرم و نامحرم در اسلام وارد شده است برخلاف نظر بعضیها، به حفظ احترام متقابل کمک می کند. می پرسید چگونه؟ وقتی شما بر اساس الگوی دینت ، چارچوب رفتاری را تعیین می کنی درواقع به طرف مقابلت می گویی من با تو مثل یک انسان رفتار می کنم و روابط ما نیز انسانی است نه بر اساس شهوت و جنسیت. خود شما می پسندید که به چشم یک انسان نگریسته شوید یا یک شئ جنسی؟

آشنایی و شناخت قبل از ازدواج، هم ازنظر عقل و هم از نظر شرع مقدس اسلام نه تنها جایز بلکه بسیار لازم است. اما این شناخت باید تحت نظر خانواده و بر اساس موازین اسلام باشد

روابط پنهان؟ 

اگر قصد، ازدواج است چرا نباید خانواده ها در جریان قرار گیرند؟ فقط یک درصد احتمال بدهید که این آشنایی منجر به ازدواج نشود آنگاه تکلیف نامه ها، عکس ها و .... چه می شود؟ یا از کجا مطمئنید که شما اولین و آخرین نفر در زندگی این فردی هستید که با شما روابط پنهانی دارد؟ از کجا از روابط پنهانی او با دیگران – چه قبلاً چه در آینده و چه حتی همزمان با خودتان – خبر دارید؟

روابط صمیمانه قبل از عقد؛ نظر شما چیست؟

آشنایی و شناخت قبل از ازدواج، هم ازنظر عقل و هم از نظر شرع مقدس اسلام نه تنها جایز بلکه بسیار لازم است. اما این شناخت باید تحت نظر خانواده و بر اساس موازین اسلام باشد. و آنگاه پس از انتخاب بر اساس شناخت است که مهر و صمیمیت بین زوجین پس از عقد روز به روز بیشتر می شود وگرنه صمیمیتی که از شناخت متقابل سرچشمه نگرفته باشد ، بیشتر احساس و شوری ناشی از غلیان شهوت است که زود هم به سردی می گراید.

 

جنس مخالف ،نه دیوه نه فرشته!!

از همین رو پیامبر اکرم(ص) ارتباط زن و مرد نامحرم را نهی کردند و فرمودند: «هر مرد ی که با زن نامحرمی دست دهد ، دچار غضب الهی شود و هر کس با زن نامحرمی همراه شود و در جای خلوتی قرار گیرد ، در زنجیری از آتش قرار خواهد گرفت»

نداشتن روابط سبک، خودنمایی، و جلب توجه جنس مخالف در مجامع مختلف:

در روانشناسی، اینگونه رفتارها نشانه عدم رشد کافی شخصیت در انسان است. انسانی که به لحاظ شخصیتی به سطوح بالاتر دسترسی پیدا می کند، بر اساس اصول و ضوابط عقلانی و انسانی عمل می کند نه برای جلب توجه دیگران.

نتیجه گیری:

خانواده از ازدواج زن و مرد به وجود می آید . و به دنبال این ارتباط است که بقای نسل حاصل می شود. اما اگر این روابط شکل و قانون مناسبی نداشته باشد صرفاً بستری برای ارضای شهوت می باشد و آرامش و انسجام خانواده را متزلزل می کند. لذا در این مقاله سعی شد به بررسی برخی راه های ارتباط مناسب پرداخته شود.


برچسب‌ها: روابط, محدودیت, پسر, دختر, قبل ازعقد
[ 90/11/11 ] [ ] [ سردفتر ]

تقلب‌های زنانه در زناشویی


آیا تصور می کنید رابطه تان تکراری شده و شوهرتان عاشق پیشه و مرد رویاهایتان نیست؟ آیا می خواهید رابطه تان را فراتر برده و کاری کنید شوهرتان بیشتر دوستتان داشته باشد، مهربان تر، فعال تر، عاشق پیشه تر شود و توجه بیشتری به شما نشان دهد؟ اگر جواب تان به این سوال ها مثبت است این مطلب را تا آخر مطالعه کنید.

تقلب‌های زنانه در زناشویی

یاد بگیرید دلگرمش کنید

اگر چه امکان دارد شوهرتان مرد ایده آل و کاملی نباشد ولی بهتر است بدانید هر مردی پتانسیل عاشق پیشه شدن را دارد. دست روی نقاط مثبت اش بگذارید. شک نکنید. او حتما اخلاق های خوب زیادی دارد. از او تعریف کنید و به او اعتماد به نفس دهید. تعریف و تحسین همیشه جواب می دهد و باعث می شود او برای خوب تر بودن بیشتر تلاش کند. باور کنید تحسین و تشویق کارسازتر از انتقاد و ایراد گرفتن است. متاسفانه ما بیشتر از تشویق و تعریف عادت کرده ایم نقاط منفی را ببینیم و ایراد بگیریم.

اولش سخت است  ولی شما می توانید.

 منظورتان را دقیق و شفاف بیان کنید

معمولا خانمها در لفافه حرف می زنند و انتظار دارند آقایان منظورشان  را بلافاصله متوجه شوند. شما باید منظورتان را دقیق مطرح کنید حتی زمانیکه از او تعریف می کنید. مثلا وقتی می گویید «من عاشق نوازش های تو هستم» خیلی خوب است و همسرتان از شنیدن این موضوع خوشحال می شود. اما هنوز مسئله کمی برایش گنگ است. او دقیق متوجه نشده است چه نوع نوازشی؟ دقیقا کجایتان؟ کی؟ چگونه؟  خجالت نکشید. دقیقا بگویید دوست دارید چگونه نوازشتان کند. مثلا بهتر است بگویید «زمانیکه بالای ران های مرا نوازش می کنی و کمی فشار می دهی خیلی خوب است، تمام بدن من از هیجان می لرزد.»

با ملایمت انتقاد کنید

انتقاد مستقیم و با خشونت قاتل یک رابطه ی عاشقانه است. گفتن اینکه «وقتی این کار را می کنی من اذیت یا ناراحت می شوم» کمتر دلگیرش می کند تا اینکه بگویید «کارهایت اعصابم را خرد می کند یا حالم را به هم می زند». وقتی در مورد مسائل جنسی تان مسئله ایی ناراحت تان می کند با مهربانی و ملایمت انتقاد کنید. مثلا اگر در حین روابط زناشویی تان کمی با خشونت رفتار می کند که اذیت تان می کند بگویید:« خیلی خوب است که اینگونه نوازش می کنی. وقتی آرام تر سینه هایم را نوازش می کنی بیشتر لذت می برم.»

مردها زمانیکه بدانند همسرشان از چه رفتاری بیشتر خوششان می آیند راحت تر عمل می کنند تا اینکه مجبور باشند خودشان همه چیز را حدس بزنند و یا اینکه بترسند مبادا همسرشان خوشش نیاید. خجالت را کنار بگذارید. دقیقا بگویید چه می خواهید و چه عملی شما را به لذت بیشتر نزدیک می کند

یاد بگیرید که خواسته هایتان را به زبان بیاورید

اکثر خانمها در تختخواب خجالتی هستند. یعنی خجالت می کشند بگویند چه انتظاراتی از همسرشان دارند و یا چگونه بیشتر از یک رابطه لذت می برند. باید بدانید هر شوهری از ارضای همسر خود لذت می برد و خوشحال می شود بداند همسرش دقیقا چه انتظاری از او دارد. یعنی مردها زمانیکه بدانند همسرشان از چه رفتاری بیشتر خوششان می آیند راحت تر عمل می کنند تا اینکه مجبور باشند خودشان همه چیز را حدس بزنند و یا اینکه بترسند مبادا همسرشان خوشش نیاید. خجالت را کنار بگذارید. دقیقا بگویید چه می خواهید و چه عملی شما را به لذت بیشتر نزدیک می کند. اولش سخت است. مثلا بگویید «دوست دارم در طول روز هم معاشقه داشته باشیم اما خجالت می کشم بگویم». هیچ حرفی مثل چنین خواسته هایی برای همسرتان لذت بخش نیست پس این لذت را از او دریغ نکنید. اگر رویتان نمی شود بگویید «سینه های مرا نوازش کن یا لبهای مرا ببوس» از زبان بدن تان حرف بزنید مثلا بگویید «سینه های من دستهای تو را می خواهند و غیره.»

به او بگویید که با او احساس خوشبختی می کنید

بدون شک بارها از مردها شنیده اید که هدف من خوشبختی زن و بچه ام است. زمانیکه کاری در جهت خوشحالی و رضایت شما انجام می دهد تشکر کنید و به او یادآور شوید که با او احساس خوشبختی می کنید. در این صورت مرد شما احساس می کند همانند یک شوالیه است و شما زیباترین معشوقه ی دنیا هستید. حتما به او بگویید که می تواند شما را در مسائل جنسی نیز ارضا کند.

از بدن او تعریف کنید

هیچ کس کامل نیست و همه ی ما ایراداتی داریم. همسر شما نیز استثنا نیست. از بدن او تعریف کنید. این موضوع روی روابط جنسی تان نیز تاثیر می گذارد. به او بگویید چه قسمتی از بدن او را بیشتر دوست دارید : شانه هایش را؟ دست هایش را؟ نگاهش را؟ یا شاید هم خالهایش را؟ قسمتهایی از بدن او را که دوست دارید ببوسید. حتی قسمتهایی را هم که دوست ندارید محروم نکنید. این کار به او اعتماد به نفس می دهد و بیشتر عاشق تان   شود. حداقل، سعی اش را می کند که بهترین باشد.

بعد از معاشقه حرف بزنید

زماینکه رابطه ی جنسی تمام می شود راجع به احساس تان حرف بزنید. بعد از رابطه و قبل از اینکه خوابشان ببرد بیشترین توجه را به حرف هایتان نشان می دهند. البته منظورمان این نیست که گزارش 30 دقیقه ایی ارائه دهید. همین که بگویید «فلان کار یا فلان نوازشت خیلی لذت بخش بود» باعث می شود دفعات بعد و هر بار روابط تان بهتر و بهتر شود.

تقلب‌های زنانه در زناشویی

مدت پیش نوازی را بیشتر کنید

اکثر خانمها از مدت کوتاه پیش نوازی گلایه می کنند. خودتان دست به کار شوید و شروع به نوازشش بکنید. بوسه بارانش کنید، بغلش کنید، ماساژش بدهید. در اینصورت زمان کافی به شما می دهد که کارتان را بکنید و همچنین به نوازش هایتان پاسخ می دهد و رفته رفته به این کار عادت می کند. بگویید که دوست دارید چگونه معاشقه کنید. حرفهای شما نه تنها او را از بلاتکلیفی نجات می دهد بلکه باعث لذت بیشتر او نیز می شود.

مطالعه کنید

این روزها کتاب ها و مقاله های زیادی در خصوص روابط جنسی سالم و با نشاط چاپ می شود. مطالعه اینگونه مطالب دید شما را گسترده تر می کند و به شما ایده های بهتری جهت با نشاط کردن روابط جنسی تان می دهد. 

از او بپرسید چه انتظاری از شما  دارد

ساده ترین سوال این است « زمانیکه معاشقه می کنیم از چه چیزی یا کاری بیشتر خوشت می آید؟» به جوابش با علاقه گوش کنید. بدون شک پاسخ های او شگفت زده  تان می کند. وقتی این سوال را می کنید هم از خواسته های او مطلع می شوید و هم اینکه او را در موقعیت مشابهی قرار می دهید تا متقابلا چنین سوالی را از شما بپرسد. البته قبل از مطرح کردن این سوال به جوابهایی خودتان نیز فکر کنید و آماده باشید.

بگویید که دوست دارید با او رابطه داشته باشید

وقتی خانمی دقیقا انتظارات و خواسته های جنسی خود را بدون رودربایستی مطرح می کند باعث می شود همسرش راحت تر عمل کند و علاقه ی بیشتری به داشتن رابطه ی جنسی نشان دهد. زمانیکه همسرتان به شما می گوید «دوستت دارم» چه حسی به شما دست می دهد؟ وقتی به شوهرتان می گویید دلم می خواهد معاشقه کنیم همین حس به او دست می دهد. یعنی شنیدن « دلم می خواهد معاشقه کنیم» همان حسی رابه مرد می دهد که شنیدن «دوستت دارم» به یک خانم. اگر باز خجالت مانع از گفتن چنین جمله ایی می شود می توانید بعد از تمام شدن رابطه مطرح کنید. مثلا بگویید « امروز خیلی دلم می خواست رابطه داشته باشیم ولی جرات نکردم بگویم» یا اینکه « بعضی وقتها خیلی دلم می خواهد رابطه داشته باشیم اما خجالت می کشم بگویم». 

از او حمایت کنید

زمانیکه به هر دلیلی مردها نسبت به مسائل جنسی بی میل می شوند معنی اش این نیست که دیگر دوستتان ندارند و یا پای کس دیگری در میان است. احتمالا یک مشکل جسمی یا عاطفی برایش پیش آمده است. بجای اینکه با سوالهای بی امان تان عصبی اش کنید کمکش کنید. او را مطمئن کنید که در هر صورت دوستش دارید. اگر مشکل رفع نشد تشویقش کنید که به پزشک مراجعه کند.

[ 90/11/11 ] [ ] [ سردفتر ]

آمیزش جنسی به اوج برنده


یکی از محدوده های ممنوعه در زندگی زناشویی ظاهراً اطاق خواب است. این ممنوعیت تا بدانجا پیش رفته است که حتی زن و شوهرها صحبت درباره آن را نماد جسارت و در برخی موارد «پُر رویی» می دانند. غافل از این که مهارت های اطاق خواب یکی از مشوق های جدی در دوام و بقای خانواده است.

زندگی ماشینی و استرس های روزمره به اندازه کافی بر ما محدودیت تحمیل می کند و اگر ما خود نیز تشدید کننده آن باشیم از نعمت های خداد دادی مثل یک آمیزش جنسی موفق با همسرمان نیز محروم می شویم. چرا باید با گذشت زمان و بعد از چندی از ازدواج نسبت به نیازهای جنسی خود و همسرمان بی تفاوت و یا کم اهمیت باشیم. از این که روزی همسرمان به ما بگوید که دیگر علاقه ای به آمیزش جنسی با ما ندارد باید هراس داشته باشیم. قبل از این که کار به اینجا بکشد، می توان با تغییر الگوی آمیزشی و تبدیل آن به یک رابطه صمیمی و محبت آمیز که می تواند تسلی بخش بسیاری از آلام و زخم های روزمره باشد، از بسیار مشکلات و آسیب های زندگی اجتناب کرد. در این شماره به صورت گزاره ای چند ویژگی «آمیزش جنسی به اوج برنده» را برمی شمارم، آن گاه شما خود تصمیم بگیرید و انتخاب کنید:

** «آمیزش جنسی به اوج برنده» صرفاً یک پاداش نیست بلکه، فرایندی است که می تواند دوباره بدنمان را جوان و به ذهن، احساس و هیجانات ما جان دوباره ببخشد.

** «آمیزش جنسی به اوج برنده» می تواند هیجان آرامش پس از یک کار سخت و طاقت فرسا را داشته باشد. این رابطه نه تنها زندگی ما را پر فروغ بلکه در شکل دهد روابط عاشقانه نیز سهمی شگرف دارد.

«آمیزش جنسی به اوج برنده» به زن و شوهر این فرصت را می دهد تا در عمق وجود خود همواره حضور و وجود همسرش را احساس کند و به او احترام بگذارد نه صرفا به خاطر آمیزش جنسی بلکه به این دلیل که او را درک کرده و قدر دادن زحمات او با ابراز عمیق عشق خود هست

** «آمیزش جنسی به اوج برنده» می تواند مانند یک پیاده روی عاشقانه در روزی آفتابی در فصل بهار و در میان بیشه زار باشد.

** «آمیزش جنسی به اوج برنده» صرفاً تأمین کننده نیازهای هیجانی و احساسی ما نیست بلکه، قلب ما را از عشق به همسر لبریز می کند و زنان را لطیف و آرام تر نموده و مسیر تجربه کردن عشق را در قلبشان می گشاید. مردان را نیز از تمام محرومیت ها و ناکامی ها رها کرده و به آنها این فرصت را می دهد که شور عشق را در دلشان روشن کنند.

** «آمیزش جنسی به اوج برنده» مردان را به زندگی خود متعهد ساخته و مانع روابط اتفاقی خارج از خانه می شود. علی رغم این که برخی مردان اشتیاق و تمایل به دوست داشتن و دوست داشته شدن را در خود پنهان می کنند ولی غالب مردان با تجربه «آمیزش جنسی به اوج برنده» ابراز هیجانات تسهیل و میل به عشق ورزی بالا می رود.

عشق

** «آمیزش جنسی به اوج برنده» به زن و شوهر این فرصت را می دهد تا در عمق وجود خود همواره حضور و وجود همسرش را احساس کند و به او احترام بگذارد نه صرفا به خاطر آمیزش جنسی بلکه به این دلیل که او را درک کرده و قدر دادن زحمات او با ابراز عمیق عشق خود هست.

** «آمیزش جنسی به اوج برنده» هم برای زن و هم برای مرد این حس را ایجاد می کند که مورد پذیرش و توجه قرار گرفته و پاسخ عشق او از طرف همسرش داده شده است.

** «آمیزش جنسی به اوج برنده» برای زنان و مردان آرامش بخش بوده و به آنها در محافظت و توجه به ویژگی های زنانه و مردانه شان کمک می کند و نقشی عظیم در نزدیکی و دوری آنان از یکدیگر دارد.

** «آمیزش جنسی به اوج برنده» موجب تسهیل کارکرد مغز انسان شده و اساساً انتقال پیام های عصبی توأم با لذت و دوست داشتن و دوست داشته شدن را تسریع و تسهیل می کند. این احساس نه تنها در ما جرقه ای از نیروی حیات و جوانی ایجاد می کند بلکه دیدگاه ما را نسبت به دنیای اطرافمان زیباتر، شگفت انگیزتر و با احساس تر می کند.

بگذارید بدون هیچ تعارفی بگویم: ما که در زندگی خود رابطه جنسی را به یکی از شکل های مختلف آن مثل، رابطه جنسی همراه با شوخی، رابطه جنسی نرم، رابطه جنسی سخت، رابطه جنسی شهوانی، رابطه جنسی سرد، رابطه جنسی ... تجربه می کنیم، چرا نباید این روابط را به صورت «آمیزش جنسی به اوج برنده» تجربه کنیم؟!

چه رفتاری را می شناسید که تا این اندازه خاصیت داشته باشد؟ اگر به هر دلیلی خود را از روابط عاشقانه با همسرتان محروم کرده اید، یک بار فرصت «آمیزش جنسی به اوج برنده» را فراهم آورید و آن گاه نسبت به اثرات شفابخش آن قضاوت کنید.

[ 90/11/11 ] [ ] [ سردفتر ]

بدون خجالت، دوستت دارم!


اگر در انتخاب همسر، محور، ایمان و حب پروردگار باشد، مى توان امیدوار بود که این ازدواج، منجر به زندگى اى شود که هدف و شالوده آن، رسیدن به قرب الهى است و این که زن و مرد، هر دو تصمیم بگیرند که این عشق و علاقه زمینى را نردبانى سازند براى دست یافتن به رضاى پروردگار».

دوست داشتن، محبت

خداوند خانواده را حریم خود قرار داده است. زن و شوهر در کنار یکدیگر می تواند به کمال برسند، می توانند رشد کنند و آرامش یابند. زن، مرد را به آرامش و کمال می رساند و مرد، زن را... در خانواده بسیاری از نیازهای اساسی انسان اجابت می شود که این خود دلیلی برای ایجاد سکونت و آرامش است.

مهر ورزیدن و محبت دیدن ، از آن نوع نیازهایی است که تجلی آن را به صورت های گوناگون و در ابعاد متفاوت ارتباط زوجین قابل توجه است.

نزدیک شدن و صمیمی شدن  همسران با یکدیگر از ضروریات حتمی الاجرایی است که در حیات به سامان افراد در زندگی مشترک و خانوادگی نقش مبرهن و بسزایی دارد.

اگر مطمئن باشیم کسانی هستند که ما را دوست دارند، در هجران و دوری ما اندوهگین می شوند وبا دیدارمان قلبشان می تپد و آثار شادمانی و شعف در چهره آنها پدید می آید، اگر گرمای محبتی در خانه دلمان احساس کنیم و روشنایی تعلق و مهری را در زوایای جان و ضمیرمان ببینیم، در برابر سیل بنیان کن حوادث زندگی استوار می مانیم و مقاوم و نستوه روی صخره های بلند مشکلات می ایستیم.

پایه اسلام براساس محبت است و با محبت می شود همه چیز را ساخت. بچه ها را می توان با محبت ساخت. از ابراز محبت به یکدیگر هیچ وقت خجالت نکشیم حتی اگر سالها از زندگی مشترک بگذرد. آن وقت است که در چنین خانواده هایی بچه ها محبت واقعی را می آموزند.

اما متاسفانه، ما حاضر نیستیم برای یکدیگر وقت بگذاریم. حرف نمی زنیم ، از ابراز مهر و  محبت ابا داریم ، حتی گاهی ابراز آن را زمینه ای برای جسوری همسرمان قلمداد می کنیم و...

این چنین می شود که  همه چیز توی دلمان می ماند.

اگر با سطور مطالعه شده هم عقیده اید و در اندیشه تغییر و تحول زندگی تان ، نظر شما را به چند روش ابراز محبت و افزایش مهر و عطوفت بین همسران، جلب می کنیم:

زن مطیع، فرمانرواى قلب شوهر است

یکى از مهم ترین و حیاتى ترین حس هایى که مردان به آن علاقه دارند، حس مالکیت و مدیریت است. از سوى دیگر، براى حفظ کیان خانواده، لازم است زنى که به زندگى و شوهر خود علاقه مند است، از شوهر خود اطاعت کند و بداند که اگر در تمام شئون زندگى، مطیع او باشد، مهرش چنان در دل مرد نفوذ مى کند که حاضر است براى زن و زندگى اش، هر فداکارى و ایثارى انجام دهد و بهترین حس ها را به همسر خود بدهد و بدین ترتیب است که هم مرد راضى است و هم زن.

زنان به کارهاى کوچکى هم که مردان برایشان انجام مى دهند، امتیاز مى دهند

اغلب مردان چنین تصور مى کنند که باید کارى بزرگ و حیرت آور براى همسر خود انجام دهند تا مورد تحسین و قدردانى او واقع شوند و این تصور، باعث مى گردد تا مرد دست به کارى نزند که خشنودى زن را برانگیزد؛ مگر زمانى که بتواند کار بزرگى انجام دهد؛ در حالى که زنان براى کارهاى به ظاهر کوچک مردان نیز امتیاز قائل هستند. براى مثال، یک مرد مى تواند براى سالگرد ازدواج یا تولد همسرش، یک متن محبت آمیز بنویسد و یا هدایاى کوچکى مانند عطر، شکلات یا شیرینى مورد علاقه همسر و یا گل تهیه کرده، به همسرش بدهد و آن گاه معجزه این کار خود را در ایجاد و افزایش علاقه بین خود و همسرش، به تماشا بنشیند.

محبت، مانند سیم برقى است که از وجود محبوب به محب وصل مى گردد و صفات محبوب را به وى منتقل مى سازد و این جاست که انتخاب محبوب، اهمیت مى یابد. به نظر مى رسد که همسر هر فرد، مى تواند مهم ترین محبوب و همراه او باشد

اسم همسرتان را نیکو و به بهترین حالت صدا بزنید

به خاطر داشته باشید که اسم یک شخص براى او، شیرین ترین و مهم ترین کلمات در تمام زبان هاست. اشخاص به قدرى به اسم خود علاقه دارند که مى کوشند به هر قیمت که شده، در خاطرها بماند. یکى از موجبات جلب محبت، نام بردن اشخاص با عناوین احترام آمیز و اسم هایى است که طرف مقابل آنها را دوست دارد. بعضى همسران به اشتباه فکر مى کنند از آن جا که با همسر خود صمیمى هستند، لازم نیست اسم او را به احترام صدا بزنند؛ در حالى که باید به خصوص در بین افراد دیگر، اسم همسرتان را به نیکى ببرید. این کار، یکى از راه هاى جلب محبت همسران مى باشد. پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه وآله نیز در حدیثى یکى از راه هاى جلب محبت افراد را صدا کردن و خواندن آنها به محبوب ترین نام هایى که دوست دارند، دانسته است.

آقایان، پیام هاى دیدارى را دریافت مى کنند و خانم ها پیام هاى شنیدارى را دوست دارند

مردان، زنانى را دوست دارند که به سلامت و زیبایى خود اهمیت مى دهند. زنان باید سعى کنند با برخى فعالیت هاى جسمانى، نظیر قدم زدن و نرمش، بر سلامت و زیبایى طبیعى و خدادادى خود بیفزایند تا بیشتر مورد توجه همسران خود قرار بگیرند. باید توجه داشت که اگر زنى، خود حس خوبى نسبت به خود نداشته باشد، همسرش به طبع نمى تواند حس خوبى نسبت به او داشته باشد؛ پس زن، باید زیبایى را از درون خود بجوید؛ صرف نظر از این که چقدر تلاش مى کند تا زیباتر به نظر آید. همواره این را باید به خاطر داشت که زیبایى، از درون تراوش مى کند. هنگامى که از درون، احساس خوبى داشته باشید، خوب از خودتان مواظبت کرده، عزت نفس زنانه تان را بیشتر مى کنید و یقیناً این در بیرون نیز نمایان مى گردد.

در مقابل، زنان، پیام هاى سمعى را بیشتر دوست دارند؛ مثل این که همسرشان به آنها بگوید تا چه حد آنها را دوست دارند و از آنها حمایت مى کند. پس مردان باید سعى کنند محبت نهفته در دل خود را با گفتن جمله «دوستت دارم» به همسرشان، آشکار و عیان سازند.

همسر

زنان شاد، خرسند و سرزنده، روشن کننده دل هستند

با خودتان تعهد کنید که باور داشته باشید در جایگاه خود، فرد قابل احترام و مهمى هستید. اگر عزت نفس نداشته باشید، به احتمال فراوان، هیچ کس دیگر هم به شما احترام نمى گذارد. عزت نفس، از صادق بودن با خود سرچشمه مى گیرد. ممکن است در ابتداى زندگى، ویژگى هاى جسمانى از اهمیت بیشترى برخوردار باشند؛ اما پس از مدتى، این اهمیت رنگ مى بازد و آن چه مهم و ضرورى است، ویژگى هاى شخصیتى زن است. زنانى که همیشه شاد هستند و در مورد خود احساس خوبى دارند، بیشتر مورد توجه همسرشان هستند و از جذابیت بیشترى برخوردارند. ناخرسندى و همواره از همه چیز شکایت کردن، مرد را خسته کرده، شور و نشاط زندگى را از او مى گیرد. یکى از راه هاى مهرورزى به مرد، این است که زن، دست از شکایت دائمى از زمین و زمان بردارد.

همان گونه که مردان مى توانند با جمله دوستت دارم، قلب همسر خود را تسخیر سازند و او را صاحب حسى خوشایند کنند، زنان نیز مى توانند با گفتن جملاتی مثل «من در کنار تو آرامش مى یابم» یا «خیلى خوشحالم که مى توانم به تو تکیه کنم»، مرد را سرشار از عشق و محبت کنند و او را بیش از پیش، به خود علاقه مند سازند.

براى همسر خود، حق ناراحت شدن قائل باشید

اگر شما یک مرد هستید، باید به این نکته توجه داشته باشید که زن ها وقتى حاضرند به حرف هاى شما گوش بدهند که برایشان حق ناراحت شدن قائل باشید. یکى از شیوه هاى رایج شروع کردن دعوا بین همسران، بى اعتبار دانستن احساسات و افکار زن است. وقتى مرد مى گوید: «آخه واسه چى ناراحتى» یا «این که ناراحتى نداره» و یا «این موضوع این قدر مهم نیست»، براى زن خیلى گران تمام مى شود و زن، این چنین تلقى مى کند که نمى تواند حتى از احساسات خود صحبت کند.


برچسب‌ها: تعامل با همسر, همسرخوب, محبت به همسر, علاقه دوطرفه, رازهمسرداری
[ 90/11/11 ] [ ] [ سردفتر ]

دعایی برای یافتن همسر باتقوا و مناسب:

خداوند متعال برای هر کاری اسبابی قرار داده است که برای به نتیجه رسیدن آن، باید از طریق اسباب آن عمل کرد.
راه پیدا کردن همسر مناسب، تحقیق و شناسایی دقیق است، البته در این راه باید از خداوند هم کمک خواست تا ما را در شناخت صحیح هدایت کند و تلاش های ما به نتیجه ی مطلوب برسد.
دعاهایی که در روایات و از زبان ائمه(ع) بیان شده است همگی باید به همراه تلاش و کوشش و تحقیق همه جانبه برای انتخاب همسر باشد.
یکی از دعاهایی که در این زمینه از ائمه(ع) نقل شده، دعایی است که از حضرت علی(ع) نقل شده است، ایشان فرمودند: «هر یک از شما که خواست ازدواج کند باید ابتدا دو رکعت نماز بخواند و در هر رکعت سوره ی فاتحةالکتاب و سوره ی یس را بخواند، وقتی که ازنماز فارغ شد بعد از حمد و ثنای پروردگار این گونه بگوید:
پروردگارا، همسری مهربان و بچه آور و شکرگزار و باغیرت به من عطا کن که اگر به او نیکی کردم شکرگزار باشد، و اگر به او بدی کردم مرا ببخشد، و اگر یاد خدا کردم مرا یاری کند، و اگر خدا را فراموش کردم مرا به یاد خدا بیندازد، و اگر از نزد او خارج شدم (اسرار و اموال و آبروی مرا) حفظ کند، و اگر بر او وارد شدم مرا خوشحال سازد، و اگر او را به کاری امر کردم مرا اطاعت کند، و اگر بر علیه او قسم خوردم (که او کاری را انجام دهد) او (آن کار را انجام داده) و مرا از آن قسم بریءالذمّه کند، و اگر بر او غضب کردم مرا راضی سازد. ای پروردگار صاحب جلال و اکرام، چنین همسری را به من ببخش! پس به درستی که من او را از تو خواسته ام و به من نمی رسد مگر آن چیزی که تو منت می گذاری و عطا می کنی.»

[ 90/11/10 ] [ ] [ سردفتر ]
كیفرسقط جنین وضرورت اصلاح م 622قانون مجازات اسلامی:

چکیده: صورتهای مختلف سقط جنین و کیفر آن در حقوق جزای ایران و تبیین مبانی فقهی کیفر مربوطه و رفع بعض ابهامات از قانون مجازات اسلامی، موضوع مقاله ای است که پیش رو دارید. اصولاً سقط جنین از بدو بارداری در حقوق ایران به پیروی از فقه امامیه ممنوع بوده و مسئولیت مدنی وجزائی دارد، به گونه ای که حتی درمواردی چنان که از مادة 622 قانون مجازات اسلامی و صریح مادة 91 قانون تعزیرات سابق برمی آید، برای مرتکب آن قصاص نیز درنظر گرفته شده است.

نگارنده معتقد است که با توجه به منابع معتبر اسلامی و فتاوای بعضی از فقهای عظام کیفر قصاص برای سقط جنین عمدی روا نیست و دراین مورد باید کیفر یاد شده تعدیل و تجدید نظر اساسی در مادة 622 قانون مجازات اسلامی صورت گیرد. به خصوص که اجرای چنین مجازاتی یعنی قصاص درمقابل سقط عمدی مخالف مصالح اجتماعی بوده و هدفی که حقوق از تشریع قوانین دنبال می کند، یعنی؛ برقراری امنیت، نظم عمومی، اجرای عدالت و انصاف را تأمین نکرده و فقه ما را که به قول حضرت امام راحل «... تئوری واقعی و کامل ادارة انسان از گهواره تا گور است» [صحیفة امام ج 21: 289] خشن نشان می دهد. این مقاله با چنین خواستی و به امید اصلاح مادة 622 قانون مجازات اسلامی تنظیم شده است.

 مفهوم جنین،حمل و سقط آن:

از ترکیب نطفة مرد (اسپرم) با تخمک زن (اوول)، موجود زندة جدیدی پدید می آید که به آن جنین (Fetuse) گویند. این موجود جدید که منشا پیدایش انسان است، معمولاً پس از 7 ساعت و نهایتاً 24 ساعت پس از نزدیکی هستی می یابد و حدود 30 ساعت پس از لقاح به مرحلة دوسلولی رسیده و با ادامة تقسیمات سلولی، تعداد سلول هایش افزایش یافته و در روز سوم پس از لقاح تعداد سلولها بالغ بر 16 عدد خواهد شد.

تخمک بارور شده بدین سان رو به تکامل است ولی مشخص نیست که منجر به انسان شود زیرا تخمین زده می شود که 50% تمام حاملگیها، در مراحل ابتدایی حاملگی یعنی دو تا سه هفته پس از لقاح و قبل از اینکه زن از بارداری خود مطلع شود منجر به سقط خود به خودی شوند [سالدر 1367: 41 و 42].

هفتة چهارم تکامل، قلب رویان (موجود جدید) شروع به تپیدن می کند و اندامها و دستگاههای مهم بدن انسان تا هفتة هشتم تشکیل می شود، درماه پنجم تمامی اندامها تشکیل وحتی ابروها و موی سر نیز قابل مشاهده اند، در طی این ماه معمولاً حرکات جنین توسط مادر به خوبی قابل درک است [سالدر 1367: 68 و 89 و 95]. درکتب فقهی و روایی از این مرحله یعنی چهارماه و نیم یا پنج ماهگی و محسوس شدن حرکات جنین برای مادر تعبیر به ولوج روح شده است [جبعی العاملی ج 10: 293]. در حدیثی از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمودند: « … اذا مضت خمسة اشهر فقد صارت فیه الحیاة … » [عاملی ج 19: 240]، یعنی بعد از پنج ماهگی حیات (روح) درآن حلول می کند.

جنین در ماه ششم یا نیمة اول ماه هفتم به درجه ای از تکامل جسمانی می رسد که اگر دراین زمان متولد شود، می تواند با مشکلات فراوان زنده بماند. درصورتی که جنین روال طبیعی خود را طی کند، بالاخره 266 روز یا 38 هفته پس از لقاح [سالدر 1367: 95] (5/9 ماه) به طور تکامل یافته و درحالی که به طور مستقل قابلیت حیات دارد به صورت انسانی زنده از مادر متولد می شود. بنابراین «مبدأ جنین ابتدای آبستنی است و انتهای آن لحظة ماقبل ولادت می باشد» [جعفری لنگرودی: 201].

اگر چیزی مانع این رشد وتکامل طبیعی گردد و جنین حیات خود را از دست بدهد، مادر دچار خونریزی شده، جنین افتاده و سقط می گردد، به عبارت دیگر سقط جنین (Abortion) اتفاق می افتد. البته گاهی نیز جنین زنده به دنیا می آید لکن قابلیت حیات و بقاء را نداشته، فوت می کند، به این مورد نیز عرفاً سقط جنین گویند [جعفری لنگرودی: 201].

وجه تسمیه این موجود به جنین که از «اجتنان» به معنی مستور بودن مشتق شده است، آن است که این موجود جدید در رحم زن پنهان شده است [جبعی العاملی ج 10: 298]، همچنین به آن حمل نیز گفته می شود زیرا به منزلة باری است که مادر حمل می کند.

انواع و اقسام سقط:

درحقوق جزای ایران و به پیروی از فقه امامیه [امام خمینی1390 ج 2 مسألة 10: 598] سقط جنین ممکن است مانند سایر جنایات وارد برانسان به سه صورت عمد، شبه عمد وخطای محض اتفاق بیافتد و ملاک عمد و خطایی بودن آن نیز همانند سایر جنایات است. این ملاکها در مواد 206، 295 و 296 قانون مجازات اسلامی عنوان شده است.

در موارد خطای محض و شبه عمد، چه جنین روح پیدا کرده باشد و چه نکرده باشد، دیه ثابت است که حسب مورد عاقلة جانی یا خود او شخصاً می پردازند (مادة 492)، اما حکم سقط جنین عمدی درقوانین جزائی ایران چیست؟

کیفر سقط جنین عمدی درقوانین جزائی ایران:

جرائم علیه تمامیت جسمانی از قبیل قتل و جرح از موضوعاتی است که قانونگذار سخت به آن اهتمام داشته و برای جلوگیری از وقوع آن و نیز جبران صدمات وخسارات وارده، احکامی را مقرر کرده است، اما آیا همة این قوانین و قواعد درمورد جنایات وارد برجنین وسقط آن نیز جاری می شود، مسلماً پاسخ منفی است، زیرا هرچند که جنین منشا انسان است و به خصوص در اواخر دوران حاملگی صورت انسانی به خود می گیرد وشاید بتوان لفظ «انسان» را بر او اطلاق کرد اما تا زمانی که مراحل تکامل خود را طی نکرده و متولد نشده است، انسان کامل و مستقلی نیست، به مادر خود متصل است و بسان عضوی از اعضای اوست و بدون او قادر به ادامة حیات خود نیست و از همین رو شاید اطلاق لفظ « انسان» براو صحیح نباشد، به جهت این ویژگی دوگانه « سقط جنین یا حمل» احکام و قوانین خاص خود را دارد که از جهاتی با جنایات وارد بر «انسان متولد شده» مشابه و از جهاتی نیز متفاوت است.

کیفر و مجازات در اینجا با توجه به شخص جانی، حالات مختلفی خواهد داشت، زیرا جانی یا خود مادر است و یا غیر او، درحالت اخیر غیر مادر به طور عمدی مباشرت به اسقاط جنین کرده که یا این کار را از طریق ضرب و شتم و اذیت وآزار زن حامله انجام داده و یا به دنبال درخواست مادر وتمکین وی درمقابل او با دادن دارو و وسائل دیگر، اقدام به سقط نموده است و فرد مرتکب، یا پزشک، ماما و داروفروش می باشد و یا از افراد عادی است. کیفر سقط در هر یک از حالات فوق با دیگری متفاوت است که مجموعاً چهار صورت پیدا می کند که به بررسی آنها می پردازیم:

1) جانی خود مادر است، مثل آن که با پریدن، خوردن دارو وامثال آن اقدام به پایان دادن به دوران بارداری می کند، چنین سقطی چه قبل از ولوج روح و چه بعد از آن، درهرحال مجازاتهایی از قبیل حبس، شلاق یا جزای نقدی نداشته و تنها مادر به پرداخت دیه محکوم خواهد شد. مادة 489 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 می گوید: « هرگاه زنی جنین خود را سقط کند، دیة آن را درهرمرحله ای که باشد، باید بپردازد وخود سهمی از آن دیه نمی برد» .

مطابق مادة 623 کسانی هم که مادر را در این امر عالماً و عامداً معاونت و یاری کرده و او را دلالت به استعمال دارو یا وسائل دیگری نمایند به 3 تا 6 ماه حبس محکوم خواهند شد، مگر اینکه ثابت شود اقدام ایشان، برای حفظ حیات مادر بوده است.

اگر اقدام زن با رضایت شوهر و معاونت او باشد، بدین معنی که مشوق او بوده و او را دراین امر با پرداخت هزینه و امثال اینها یاری کرده باشد، حکم مسأله چه خواهد بود؟ این مورد، شایعترین مورد سقط جنین درکشور است که معمولاً به منظور کنترل جمعیت صورت می گیرد، در اینجا نیز مطابق مادة 487 مادر باید دیه بدهد و سهمی از آن دیه نمی برد، شوهر او نیز به جهت معاونت درسقط مطابق مادة 880 قانون مدنی و ملاک مادة 487 قانون مجازات اسلامی سهمی از آن نخواهد داشت، بنابراین اولیای دم، وراث طبقة دوم می باشند که در صورت مطالبه، دیه به ایشان پرداخت خواهد شد.

بلی اگر معاونت پدر به نحوی باشد که مصداق مادة 623 شود، به مجازات یاد شده درآن ماده نیز محکوم خواهد شد.

در اینجا جالب است بگوییم، پیش از انقلاب اسلامی به تقلید از حقوق فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی و براساس مادة 182 قانون مجازات عمومی مصوب 1304 برای زنی که اقدام به سقط جنین خود کرده بود، یک تا سه سال حبس در نظر گرفته می شد. هم اکنون نیز در اکثر کشورهای جهان برای مادری که اقدام به سقط نموده مجازات حبس درنظر گرفته می شود.

به هرحال آنچه مسلم است، در قوانین موجود برای زن حامله ای که به منظور سقط جنین به پزشک، قابله یا افراد دیگر مراجعه می کند و نسبت به عملیات مجرمانه ای که توسط این افراد در مورد وی، به طور مستقیم انجام می گیرد تمکین می کند، به جز دیه، مجازات کیفری پیش بینی نشده است. ولی آیا به عنوان معاونت درجرائم (موضوع مادة 623 و 624) مجازاتی برای او در نظر گرفته نشده است؟ زیرا مادة 726 قانون مجازات اسلامی اعمال مجازات را در جرائم تعزیری مجاز دانسته است.

باید درجواب بگوییم، به نظر ما چنین مادری را نمی توان به جهت معاونت در عملیات سقط مجازات نمود، زیرا درست است که چنین زنی به جهت پرداخت پول، تشویق و بالاخره تمکین درمقابل ماما و تسهیل جنایت توسط او، مطابق مادة 43 قانون مجازات اسلامی معاون محسوب می شود و طبق مادة 726 هر فردی که در جرائم تعزیری معاونت نماید، حسب مورد به حداقل مجازات مقرر درقانون برای همان جرم محکوم می شود و مجازات مادة 623 و 624 نیز به شهادت ذکر آن ها در کتاب تعزیرات، یک مجازات تعزیری است و درنتیجه چنین مادری باید به حداقل مجازات که دوسال حبس می باشد محکوم شود، ولی مادة 489 زنی را که اقدام به سقط جنین کرده فقط به دیه محکوم می کند و مجازات حبس را برای او که مباشر بوده در نظر نگرفته است، بنابراین چگونه می توان گفت که اگر مادر بالمباشره اقدام کرده باشد، حبس ندارد، اما اگر معاونت نموده باشد دو سال حبس دارد، زیرا معاونت به طریق اولی نباید حبس داشته باشد. بنابراین روح قانون و اصل تفسیر مضیق قوانین جزایی، مقتضی عدم مجازات وی هستند.

مبانی فقهی مادة 489:

مفاد مادة 489 برگرفته از فقه امامیه است [امام خمینی 1390 ح 2 مسألة 5: 598]. برای آشنایی با مبانی فقهی این ماده وحکم تکلیفیة سقط جنین و نیز احکام وضعیه ای که به دنبال سقط مطرح می شود، لازم است به منابع استنباط احکام، نظری داشته باشیم که عبارتند از:

الف. کتاب: بعضی برحرمت سقط جنین توسط والدین به آیاتی از قرآن استناد کرده اند [مکارم شیرازی ج 6: 34]، که در این جا مورد بررسی قرار می دهیم:‑

1 «وَلاتَقْتُلوُا اَوْلادَکُمْ خَشْیَةَ اِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ اِیّاکُمْ اِنَّ قَتْلَهُمْ کانَ خِطْأً ً کَبیراً » [اسرا: 31] و فرزندان خود را به خاطر ترس از فقر نکشید، ما شما و آنها را روزی می دهیم، به یقین کشتن آنها گناه بزرگی است.

2 «وَ لاتَقْتُلُوا اَوْلادَکُمْ مِنْ اِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَ اِیّاهُمْ» [انعام: 151] فرزندانتان را از فقر نکشید ما شما و آنها را روزی می دهیم.

البته به نظر ما هیچ یک از این آیات برحرمت سقط جنین دلالت ندارند. زیرا موضوع این آیات «قتل اولاد» است نه «سقط جنین» و «قتل اولاد» هم غیر از «سقط جنین» است. زیرا «اولاد» که جمع «ولد» است از مادة «ولادت» می باشد، بنابراین به فرزند انسان مادامی که در رحم است، حقیقتاً ولد گفته نمی شود زیرا هنوز ولادت و زایمان صورت نگرفته است، آری بعد از ولادت و زایمان به آن ولد گفته می شود و سلب حیات او قتل است، ولی سلب حیات از جنین تا زمانی که در رحم است سقط، اسقاط و اجهاض است نه قتل.

3 نیز استناد شده است [شریعتی: 85] به آیة «وَ اِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ بِاَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ» [تکفیر: 7 و 8 ] و هنگامی که از دختران زنده به گور شده سؤال می شود که شما بی گناهان، به چه جرم وگناه کشته شدید.

به نظر ما نمی توان حرمت سقط جنین را از این آیه استفاده کرد، زیرا موضوع آن به قرینة شأن نزول آیه و واژة « قتل» که غیراز «سقط» و «اجهاض» می باشد، طفلی است که از مادر متولد شده است نه جنین.

روایتی نیز برداشت ما را تأیید می کند و صراحت دراین معنی دارد که به عنوان شاهد آورده می شود،آن روایت چنین است:

«روی ان الصحابه اختلفوا فی الموؤدة ما هی؟ وهل الاعتزال وأد؟ وهل اسقاط المرأه جنینها عمداً وأد ؟ فقال علی(ع) انّها لا تکون موؤدة حتی یأتی علیه التارات السبع، فقال له عمر صدقت اطال الله بقاءک» [مقداد سیوری ج 2: 375 و 234]. روایت شده است که صحابه درمورد معنای الموؤدة زنده به گور شده اختلاف نظر پیدا کردند و اینکه آیا بیرون ریختن منی، «وأد» زنده به گور کردن محسوب می شود؟ وآیا اسقاط جنین توسط زن به صورت عمدی زنده به گور کردن است؟ امام علی(ع) فرمود ند: اسقاط جنین توسط زن، زنده به گور کردن محسوب نمی شود تا اینکه طبقات (مراحل) هفت گانه بر او برآید.

فاضل مقداد درمعنای روایت گوید: مراد حضرت علی(ع) از «التارات السبع» طبقات و مراحل هفت گانة خلقت است که درآیة «وَ لَقَدْ خَلَقْنا الْاِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طینٍ» [مؤمنون: 13] وارد شده است، پس حضرت با این عبارت اخیر اشاره کردند به اینکه هرگاه طفل بعد از تولد گریه کند یعنی زنده متولد شده است سپس دفن شود، زنده به گور کردن محسوب می شود و زنی که جنین خود را اسقاط کرده، زنده به گورکننده محسوب نمی شود [مقداد سیوری ج 2: 375].

ب. سنّت: ممنوعیت وحرمت سقط جنین توسط مادر را می توان از بعضی احادیث استفاده نمود:

1 موثقة اسحاق بن عمار: «عن اسحاق بن عمار قال: قلت لابی الحسن(ع): المرأة تخاف الحبل فتشرب الدواء فتلقی ما فی بطنها؟ قال: لا، فقلت، انما هو نطفه، فقال: ان اول مایخلق نطفه [عاملی ج 19: 15]. اسحاق بن عمار گوید: به ابوالحسن(ع) عرض کردم: زن از باردار شدن می ترسد و دارو می نوشد و آنچه در شکم دارد می اندازد. امام فرمود: این کار را نباید بکند. گفتم: نطفه ای بیش نیست. امام(ع) فرمود: نخستین چیزی که آفریده می شود، نطفه است».

از این حدیث استفاده می شود که خوردن دارو برای سقط جنین جایز نیست و حرام است. استدلال امام(ع) به این صورت است: « ان اول ما یخلق نطفه» یعنی چون نطفه منشأ خلقت انسان است، پس اسقاطش جایز نیست. ضمناً از این سخن امام(ع)، حرمت سقط جنین در هر مرحله ای که باشد استفاده می گردد.

2 در روایات آمده است که هرگاه مادر موجب سقط جنین خود شود، دیه می پردازد و از آن دیه نیز ارث نمی برد. به عنوان نمونه، درصحیحة ابوعبیده که مشایخ سه گانه آن را روایت کرده اند،آمده است: از ابوجعفر(ع) درخصوص زنی پرسیدند که دارویی نوشیده، درحالی که باردار بوده و شوهرش از این موضوع آگاهی نداشته، در نتیجه بچه اش سقط شده است.

امام(ع) فرمود: اگر حمل به مرحلة استخوان بندی رسیده و گوشت برآن روییده باشد، برذمة زن دیه ای است که باید آن را به پدر جنین بپردازد و اگر زمانی که آن را سقط کرد، علقه و یا مضغه بوده باشد، باید چهل دینار و یا غره (غلام جوان) به پدرش بپردازد. عرض کردم: آیا این زن از دیة فرزندش ارث نمی برد؟ امام(ع) فرمودند : خیر، زیرا وی او را کشته است، به همین دلیل از او ارث نمی برد [عاملی ج 17: 390].

ج . حکم عقل: ازجمله اعمالی که نه تنها در گذشته بلکه در دنیای امروز نیز در میان ملل جهان با هر مذهب، فرهنگ و نژادی، به عنوان یک جرم وعمل زشت قبیح مطرح بوده و هست، سقط جنین یا حمل می باشد که تنها در شرایط خاصی مجاز شمرده شده است. اینک سؤالی در این زمینه مطرح می گردد و آن اینکه به چه علت سقط جنین درتمام دنیا ونزد همة عقلا، خردمندان و توده های میلیونی مردم کاری نکوهیده، زشت و مستحقق مجازات شناخته شده است، به گونه ای که ایشان، حتی معاونان وکسانی را که در این امر، بخواهند مادر را یاری کنند قابل مجازات می دانند؟

به نظر می رسد که در کنار تعالیم مذاهب آسمانی امور دیگری نیز در قبیح دانستن این عمل دخیل بوده اند: 1 جنین منشأ انسان است و از 5/4 ماهگی به بعد اصولاً شکل و شمایل انسان را نیز پیدا می کند، از این رو حرمت و احترام خاصی پیدا کرده و سقط او شبهة قتل انسان را به همراه دارد. 2 میل به ادامة نسل، میلی فطری است وسقط جنین اقدامی علیه این میل است، لذا امری ناپسند محسوب می شود، درواقع حفظ جنین تا آخر مدت حاملگی وظیفه ای است که طبیعت و به عبارت دقیقتر پروردگار طبیعت به عهدة مادران گذاشته است. 3 آزادی سقط، بی بندوباری جنسی و روابط نامشروع را به دنبال خواهد داشت و ممنوعیت آن ضامن اخلاق و استحکام خانواده خواهد بود. 4 سقط جنین به خصوص در گذشته همیشه موفقیت آمیز نبوده و درنتیجه گاهی اقدامات انجام شده موجب مرگ مادر یا ناقص شدن بچه می شده است.

به هرحال بر حرمت سقط جنین دراسلام می توان چنین استدلال نمود:

سقط جنین نزد همة ملل و نحل امری ناپسند و زشت می باشد. شاهد زشت و قبیح بودن آن این است که حتی مرتکبین آن سعی می کنند آن را پوشیده نگه دارند تا نزد دیگران فاش نشود. در حقوق همة کشورها نیز سقط جنین جرم است و جز در شرایط استثنائی و دشوار جایز نیست، بنابراین می توان گفت: سقط جنین عملی است خلاف فطرت، باطل ومشتمل برفساد و از فواحش می باشد. پس عموماتی که در کتاب خدا از فواحش و فساد نهی کرده اند شامل این مورد نیز می شوند مانند آیة شریفة: «وَ لاتَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ» [انعام : 151]. روشن است که این استدلال از غیر مستقلات عقلیه می باشد.

2) جانی، پزشک، ماما یا فروشندة دارو ویا هر شخص دیگری است که مبادرت به سقط جنین می کند، در این حالت علاوه بر پرداخت دیه، به حبس از دو تا پنج سال نیز محکوم خواهد شد. همچنین کسانی که از کادر درمانی رسمی کشور نبوده و از افراد عادی هستند، هرگاه با این عناوین اقدام به سقط کنند، همین مجازات در مورد آنها اعمال می شود. مادة 624 در این مورد می گوید: اگر طبیب یا ماما یا داروفروش و اشخاصی که به عنوان طبابت یا مامایی یا جراحی یا دارو فروشی اقدام می کنند وسایل سقط جنین فراهم سازند و یا مباشرت به اسقاط جنین نمایند به حبس از دو تا پنج سال محکوم خواهند شد و حکم به پرداخت دیه مطابق مقررات مربوط صورت خواهد پذیرفت.

همان طور که مشخص است قانونگذار مجازاتی شدیدتر از افراد عادی برای کادر درمانی کشور مقرر کرده است. درمورد حکمت این تشدید مجازات گفته اند:

طبیب یا جراح یا ماما قسم خورده اند و به موجب آن باید حافظ نسل باشند و نه قاتل آن و مراجعة مردم به آنها ناشی از اعتمادی است که به آنان دارند، به علاوه اطلاعات و معلومات طبی آنها نیز انجام این جنایات را تسهیل می کند [پاد ج 1: 371].

3) جانی و مباشر در سقط از افراد عادی می باشند، در این حالت نیز علاوه بر پرداخت دیه، به شش ماه تا یک سال حبس محکوم می شوند. مادة 623 در این مورد می گوید: هرکس به واسطة دادن ادویه یا وسایل دیگری موجب سقط جنین زن گردد به شش ماه تا یک سال حبس محکوم می شود واگر عالماً و عامداً زن حامله ای را دلالت به استعمال ادویه یا وسایل دیگری نماید که جنین وی سقط گردد، به حبس از سه تا شش ماه محکوم خواهد شد مگر اینکه ثابت شود این اقدام برای حفظ حیات مادر می باشد و در هر مورد حکم به پرداخت دیه مطابق مقررات مربوط داده خواهد شد.

در رویة قضایی ایران به این سه حالت از سقط، سقط جنین جنایی گویند که در مقابل آن سقط جنین طبی، ضربه ای و خود به خودی قرار دارد [گودرزی 1380: 307].

4) سقط جنین ضربه ای: جانی، عالماً و عامداً از طریق ضرب یا اذیت و آزار زن باردار موجب سقط جنین شود، در این حال مطابق مادة 622 قانون مجازات اسلامی علاوه بر پرداخت دیه یا قصاص، حسب مورد به حبس از یک تا سه سال نیز محکوم خواهد شد.

همان طور که مشخص است این ماده مبهم می باشد و دو احتمال در معنای آن وجود دارد:

احتمال اول: مراد آن است که چنین جانی ای در صورتی که سقط پیش از ولوج روح (5/4 یا 5 ماهگی) باشد، به پرداخت دیه و حبس از 1 تا 3 سال محکوم می گردد و اگر درجنین روح دمیده شده باشد به قصاص محکوم می گردد. پس مراد از قصاص، قصاص جانی است به خاطر جنایتی که برجنین وارد کرده است چنان که مادة 91 قانون تعزیرات سابق مصوب سال 1362 به این امر تصریح کرده بود که اسقاط جنین پس از ولوج روح موجب قصاص است.

احتمال دوم: مراد از قصاص، قصاص جنایتی است که جانی برمادر وارد کرده است. به نظر ما به دلایل زیر، مادة 622 باید حمل برمعنای دوم شود:

1 برخی از فقها مانند آیت الله گلپایگانی [کرمی: 54]، آیت الله خویی [موسوی خویی ج 2: مسألة 393: 513] و دیگران سقط جنین را مستوجب قصاص نفس نمی دانند. بنابراین حمل ماده، براین معنی مغایرتی با موازین اسلامی ندارد.

2 در قوانین موضوعه، تصریح به قصاص نشده است و مادة 91 قانون تعزیرات مصوب سال 1361 نیز که صراحت دارد، قانونی موقت بوده و عصر آن سپری شده و بلکه با تسامح می توان گفت قانون تعزیرات مصوب 1375 آن را نسخ کرده است.

3 مجازات حبس دراین ماده پس از عبارت « پرداخت دیه یا قصاص» آمده است، بنابراین باید به همراه هر دو اعمال شود. یعنی بعضی اوقات جانی، به پرداخت دیه و حبس محکوم خواهد شد و برخی اوقات نیز به قصاص همراه با حبس (مانند زمانی که به منظور اسقاط جنین با چاقو به زن حامله ضربه ای وارد کرده است). در این مورد، به ناچار باید مراد از قصاص، قصاص عضو باشد، به دلیل جنایت بر مادر، نه قصاص نفس به خاطر سقط جنین پس از ولوج روح، زیرا مجازات حبس با جزای نقدی و شلاق جمع می شود، ولی با اعدام و قصاص نفس قابل جمع نیست. بله اگر مادة 622 بدین صورت تنظیم شده بود: «… علاوه برقصاص یا دیه به حبس از یک تا سه سال محکوم خواهد شد» این اشکال وارد نبود و مجازات حبس فقط اختصاص به دیه داشت.

4 اگر مجازات ضرب و جرح عمدی منجر به سقط جنین، پس از ولوج روح، قصاص بوده باشد، مجازات مادری که مباشرتاً اقدام به سقط جنین کرده یا پزشک و مامایی که اقدام به سقط جنین کرده است، نیز باید قصاص باشد (چنانکه مادة 91 تعزیرات سابق نیز بدین امر تصریح کرده بود)، زیرا ملاک درتشخیص جنایات عمدی، شبه عمدی و خطای محض در همة حالات فوق یکی است. در حالی که مادة 489 و 624 برای مادر دیه و برای پزشک یا ماما دیة همراه حبس مقرر کرده است، بنابراین در اینجا نیز مجازات او دیه همراه حبس خواهد بود.

5 اصل احتیاط در دماء و قاعدة تفسیر مضیق قوانین کیفری نیز اقتضا دارند که این ماده را حمل بر احتمال دوم کنیم.

سقط جنین واحکام آن نزد اهل سنت:

هرچند مادة 622 برگرفته از فتوای بعضی فقهای امامیه است، لکن پیش از ذکر مبانی فقهی این ماده از کتب امامیه، نظری به آرای برادران اهل سنّت می اندازیم:

به نظر اهل سنّت هرگاه زن بارداری مورد ضرب یا اذیت و آزار و غیر آن قرار گرفته و جنین خود

را سقط کند، این اسقاط جنین ممکن است به دو صورت اتفاق بیافتد، حالت اول این است که جنین به صورت مرده سقط شود. دراین جا جانی باید دیه بدهد و دیه آن اعم از آن که پسر باشد یا دختر، عمد باشد یا خطا ، درهرحال یک غرّه یعنی عبد یا کنیز جوان است (قیمت غرّه پنج شتر یا 50 دینار می باشد) [زحیلی 1997 ج 7: 5771].

حنفیه تصریح کرده اند اگر مادر، جنین خود را با خوردن دارو، یا انجام کاری و بدون اذن شوهر سقط کند، در این صورت پرداخت غرّه برعهدة عاقلة او خواهد بود و اگر از روی عمد نبوده باشد یا درانجام آن اذن شوهر را داشته باشد، غرّه نیز لازم نیست زیرا کار خلافی نکرده و تعدّی صورت نگرفته است، درحالی که در این حالت سایر فقها، پرداخت غرّه را به عنوان دیه واجب کرده اند [زحیلی 1997 ج 7: 5773].

شافعیه وحنابله علاوه بردیه، پرداخت کفاره را نیز واجب می دانند، درحالی که حنفیه و مالکیه می گویند: بر ضارب کفاره ای نیست ولو اینکه جنین به صورت تام الخلقه سقط شده باشد. آری پرداخت کفاره مستحب است.

حنیفه درمورد سن جنین می گویند پرداخت غرّه از زمانی لازم است که بعضی از اعضا از قبیل ناخن یا موظاهر شده باشد ولی سایر مذاهب گویند ازحالت «مضغه» به بعد، غرّه به آن تعلق می گیرد و قبل از آن چیزی برعهدة ضارب نیست [زحیلی 1997 ج 7: 5774].

بنابر اصح اقوال نزد شافعیه و نیز نزد حنفیه وحنابله جنایت برجنین به صورت عمدی تحقق نمی یابد بلکه شبه عمد یا خطا خواهد بود. زیرا وجود جنین وحیاتش درهنگام جنایت برای جانی معلوم نیست تا قصد آن را کرده و جنایت به صورت عمدی محقق شود، درمقابل ایشان مالکیه می گویند جنایت برجنین به صورت عمدی نیز ممکن است اتفاق بیافتد .

حالت دوم این است که به دنبال ضرب یا اذیت وآزار زن حامله، جنین به صورت زنده متولد شود ولی قابلیت بقا نداشته باشد و بمیرد. در این حال مالکیه گفته اند که اگر این جنایت عمدی باشد قصاص واجب می گردد و درغیراین صورت دیه واجب است. ولی حنفیه، حنابله و اصح اقوال نزد شافعیه آن است که دیة کامل واجب است و نه قصاص .

مبانی فقهی مادة 622:

در مورد کیفر سقط جنین عمدی، پس از ولوج روح، دو نظر در بین فقهای امامیه دیده می شود:

الف. بعضی قائل به قصاص هستند، محقق حلی در شرایع الاسلام می گوید:

« ولو ضربها فالقته، فمات عند سقوطه، فالضارت قاتل یقتل ان کان عمداً، ویضمن الدیه فی ماله ان کان شبیهاً ویضمنها العاقله ان کان خطأ و کذا لوبقی ضمناً ومات او وقع صحیحاً وکان ممن لایعیش مثله و تلزمه الکفاره فی کل واحده من هذه الحالات ولو القته حیاً فقتله آخر، فان کانت حیاته مستقره، فالثانی قاتل ولاضمان علی الاول ویعزّر وان لم یکن مستقرّه، فالاول قاتل و الثانی آثم یعزّر لخطاه، ولو جهل حاله حین ولادته قال الشیخ: سقط القود للاحتمال و علیه الدیه [محقق حلی 1983 ج 4: 283].

اگر شخصی زن حامله را بزند و جنین او سقط شود و با سقط جنین بمیرد، ضارب قاتل است. حال اگر ضرب از روی عمد بوده باشد، کشته می شود و اگر شبه عمد باشد، دیه را باید از مال خود بپردازد و اگر خطایی غیر عمد باشد، عاقله ضامن است و این چنین است اگر مدتی بیمار بماند و سپس بمیرد یا سالم متولد شود لکن به گونه ای باشد که امثال او زنده نمانند، جانی در همه حال باید کفاره بدهد.

و اگر جنین زنده به دنیا بیاید و دیگری آن را بکشد، درصورتی که حیاتش مستقره بوده باشد، دومی قاتل است و اولی ضامن دیه نخواهد بود لکن تعزیر می شود، اما اگر حیات جنین مستقره نباشد، اولی قاتل است و دومی گناهکار است و به خاطر خطایش (جرمش) تعزیر می گردد.

علامه حلی در تبصره وفخرالمحققین در ایضاح [فخرالمحققین ج 4: 727] نیز همین قول را برگزیده اند. در تبصره آمده است که هرگاه شخصی زن حامله ای را بزند و زن جنین را سقط کند، درحالی که زنده بوده و به همین علت بمیرد، درصورتی که عمل وی عمدی باشد بدین سبب کشته می شود و درصورتی که عمدی نباشد از او دیه گرفته می شود [علامه حلی 1410: 217].

صاحب جواهر در این مورد می گوید: «ضارب باید قصاص شود زیرا موضوع قصاص که ازهاق روح محترمه باشد، محقق شده است» ایشان هم چنین برخلاف بعضی عامه که درمورد قصاص تفصیل داده اند بین موردی که حیات جنین در هنگام سقط مستقره باشد یا غیر مستقره، تفاوتی قائل نشده و می گویند که این نظر با اطلاق ادله ای که مقتضی قصاص درصورت یقین به حیات و از بین رفتن حیات در نتیجة جنایت است، منافات دارد [نجفی ج 42: 381].

ظاهراً مقصود صاحب جواهر از ادله همان عمومات قصاص است که درکتاب وسنت وارد شده است. مانند «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصاص فِی الْقَتْلی» [ بقره: 178]، زیرا ما به ادله ای که درخصوص این مورد وارد شده باشد، دست نیافتیم.

علاوه بر این گروه از فقها که به این موضوع تصریح کرده اند، از ظاهر عبارت بعضی دیگر نیز برمی آید که ایشان با این فتوی موافقند، برای نمونه می توان از سلار دیلمی در المراسم العلویه یاد کرد که می گوید: «واعلم ان الحامل اذا قتلت فهی علی ضربین: احدهما یکون حملها تامّاً کاملاً فتقتل بقتله والآخر لایکون کذلک، فغیر التام الکامل علیها الدیه … فان شربت المرأه دواء فالقت جنینها لزمها ما ذکرناه فان القت ما ولجت فیه الروح فعلیها دیه کامله [سلار دیلمی: 146]؛ یعنی هرگاه زن بارداری جنین خود را بکشد، دوحالت خواهد داشت، حالت اول آن است که حملش تام الخلقه باشد، دراین حال، این زن کشته می شود، حالت دوم آن است که جنین او تام و کامل نیست، در این وضعیت بر زن واجب است که دیة او را بدهد. ایشان درادامه می گوید: اگر زن دارویی بنوشد و جنین خود را سقط کند، دیه آن را باید مطابق آن چه گفتیم بدهد و اگر روح درجنین دمیده شده باشد، باید دیة کامل بدهد.

ب. بعضی دیگر از فقها معتقدند دیه دراین هنگام واجب می شود، برای نمونه آیت الله خویی می گویند: درصورتی که زن حامله ای را بزنند، درنتیجه حملش سقط شود و حمل وی بمیرد، ضارب قاتل است و مشهور فقها براین عقیده اند که درصورتی که عمل وی عمدی بوده و قصد قتل جنین را داشته باشد، قصاص او واجب است ولی این نظر اشکال دارد و اقرب، عدم قصاص نامبرده است و دیه بر او واجب می شود... و همچنین است اگر حمل بعد از خروج، مدتی زنده بماند و بعد بمیرد و یا اینکه سالم سقط شده باشد اما مانند آن عادتاً زنده نماند مانند موردی که کمتر از شش ماه دارد [موسوی خویی ج 2: 418].

آیت الله گلپایگانی از فقهای معاصر در این مورد می گویند: «اسقاط عمدی جنین، بعد از ولوج روح، موجب دیه برجانی است و قصاص ندارد» [کرمی: 54].

ما به دلایل زیر قول اخیر یعنی عدم قصاص را برمی گزینیم:

1 عمده دلیل قائلین به قصاص عبارت است از: عمومات و اطلاقات ادلة قصاص. به این معنی که ادلة قصاص مثل «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصاصَ فِی الْقَتْلی» [ بقره: 178] و «وَ لَکُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاةٌ یا اوُلیِ الالْباب » [ بقره: 179] و «وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلوُماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلیهِ سُلْطاناً» [اسراء: 33 ] و «کَتَبْنا عَلَیْهِمْ فیها اَنَّ النَفْسَ بِالنَفْسِ» [مائده: 45] ونظایر این ادله که درسنت آمده است، با عموم و اطلاقشان چنین موردی یعنی جنین پس از ولوج روح را نیز شامل می شود. زیرا جنین پس از ولوج روح، انسان است.

جواب: استدلال یادشده باطل است زیرا اولاً درصدق نفس محترمه و واژة انسان با اطلاقش برجنین تردید وجود دارد، ثانیاً به فرض که لفظ «انسان» برجنین پس از ولوج روح صدق کند، لکن ادلة قصاص انصراف دارند به انسانی که از مادر به صورت زنده متولد شده است، بنابراین شامل سقط جنین و حمل نمی شوند.

تعابیری که دراین ادله آمده است از قبیل: «وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلوُماً» ونیز شرایطی که برای قصاص ذکر شده است از قبیل حرّیت، دین وکمال عقل [علامه حلی 1410: 276] و نظایر اینها از اموری می باشند که درمورد جنین قابل تصور نیستند مگر به تبع والدین، و نیز توجه بدین معنا که برای از بین بردن جنین معمولاً لفظ «سقط» و «اجهاض» اطلاق می شود نه «قتل»، اینها و نظایر آن، ازجمله اموری هستند که موجب این انصراف می شوند و روشن است که با وجود انصراف، مقدمات حکمت برای اخذ به اطلاق کلام فراهم نیست.

2 می دانیم که درباب قصاص تفاوتی بین مادر و غیر او نیست و تفصیلی نیز درمورد ضرب یا خوردن دارو و نیز سایر عوامل کشنده داده نشده است، رضایت یا عدم رضایت مادر نیز مدخلیتی درحکم به عمدی یا غیرعمدی بودن جنایت یاد شده ندارد، از این رو اگر مجازات ضاربی که به قصد سقط، زنی را زده است، قصاص بوده باشد، باید مجازات مادری که با خوردن دارو اقدام به سقط جنین خود می کند هم، قصاص باشد، درحالی که مستفاد از روایات اهل بیت علیهم السلام آن است که هرگاه زنی اقدام به سقط کند، محکوم به پرداخت دیه خواهد شد و از آن دیه نیز سهمی نمی برد [عاملی ج 19: 242]. همة اصحاب امامیه نیز این روایات را تلقی به قبول کرده و براساس آن فتوی داده اند. حال این سؤال مطرح می گردد که چرا باید این مورد، خلاف قاعده باشد، حقیقت آن است که خلاف قاعده نیست بلکه اصولاً سقط جنین غیر از قتل انسانی است که از مادر متولد شده است.

3 از اطلاق وعموم بعضی روایات برمی آید که مجازات ضارب، دیه است نه قصاص، لازم است به پاره ای از این روایات نظری افکنیم.

الف. عن سعید بن المسیّب، قال: سألت علیّ بن الحسین(ع) عن رجل ضرب امرأة حاملاً برجله فطرحت ما فی بطنها میّتاً، فقال:

ان کان نطفه فانّ علیه عشرین دیناراً، قلت: فما حد النطفه ؟ فقال: هی الّتی (اذا) وقعت فی الرحم فاستقرّت فیه اربعین یوماً ، وان طرحته وهو علقه فانّ علیه اربعین دیناراً ، قلت: فما حدّ العلقه ؟ قال: هی التی اذا وقعت فی الرحم فاستقرّت فیه ثمانین یوماً قال: وان طرحته وهو مضغه فانّ علیه ستین دیناراً ، قلت: فما حدّ المضغه ؟ فقال: هی التی اذا وقعت فی الرحم فاستقرت فیه مائه و عشرین یوماً ، قال وان طرحته وهو نسمه مخلّقه له عظم ولحم (مرتب) مزیّل الجوارح قد نفخت فیه روح العقل فان علیه دیه کامله [عاملی ج 19: 240].

سعید بن مسیب گوید: از امام زین العابدین(ع) در رابطه با مردی سؤال نمودم که زن بارداری را با لگد زده بود و در نتیجه حمل او به صورت مرده سقط شده بود، امام(ع) فرمودند:

سقط او اگر نطفه بوده باشد، بیست دینار باید بدهد، گفتم: در چه زمانی نطفه است، فرمودند: پس از آن که چهل روز از استقرار آن در رحم بگذرد. و اما اگر علقه سقط کرده باشد بر اوست که چهل دینار بدهد. گفتم: در چه زمانی علقه است؟ فرمودند: پس از آن که 80 روز از استقرار آن در رحم بگذرد. امام(ع) فرمودند: واگر مضغه سقط کرده باشد، براوست که60 دینار بدهد، گفتم: درچه زمانی مضغه است ؟ فرمودند: پس از آن که 120 روز از استقرار آن در رحم بگذرد. امام(ع) فرمودند: و اگر جنین سقط شده موجودی باشد که گوشت و استخوان پیدا کرده و اعضا و جوارح آن متمایز شده و روح عقل در آن دمیده شده باشد بر اوست که دیه کامل بدهد.

ب. عن سلیمان بن خالد، عن ابی عبدالله(ع): ان رجلاً جاء الی النبی(ص) و قد ضرب امراه حبلی فاسقطت سقطا میتا فاتی زوج المراه الی النبی(ص) فاستعدی علیه، فقال الضارب: یا رسول الله ما اکل و لاشرب و لااستهل و لاصاح و لااستبش (استبشر) فقال النبی(ص): انک رجل سجاعه، فقضی فیه رقبه [عاملی ج 4: 243].

سلیمان بن خالد از امام صادق(ع) روایت کرده است که مردی زن حامله ای را بزد و در نتیجه بچه آن زن به صورت مرده سقط شد، وی نزد پیامبر(ص) رفت، شوهر آن زن نیز آمد و علیه او به پیامبر شکایت کرد، ضارب گفت: موجودی سقط شده که نه می توانست غذا بخورد و نه آنکه چیزی بنوشد، در هنگام سقط نیز گریه نکرد، فریاد نزد، خنده نیز نکرد.

پیامبر(ص) فرمودند: تو شاعری و مطالبی که می گویی شبیه شعر است، و حکم کرد به اینکه بنده ای (به عنوان دیه) به او بدهد.

همان طور که مشخص است هر دو حدیث یاد شده هر چند صراحت در سقط جنین عمدی ندارند ولی با اطلاقشان شامل هردو حالت عمد و غیر عمد می شوند و معصوم(ع) درمورد چنین ضاربی حکم به قصاص نکرده بلکه دیه مقرر کرده اند.

حدیث شمارة 3 و 5 و 10، ص241، جلد 19 وسائل الشیعه، نیز از حیث دلالت نظیر احادیث بالا هستند.

4 باتوجه به آنچه گفته شد و نیز با عنایت به این مطلب که آیات و روایات تصریح به قصاص ضارب در هنگام سقط جنین عمدی ندارند، حداقل نسبت به قصاص چنین فردی شک داریم، بنابراین، نوبت به عرض اندام قواعدی می رسد که درموارد شک و اشتباه جاری می گردد. در این موارد اصل احتیاط در دماء که از اصول پذیرفته شده و محکم فقه اسلامی است و نیز قاعدة

درءالحدود، مقتضی عدم قصاص هستند. در پایان پیشنهاد می شود که مادة 622 به نحو زیر مورد اصلاح واقع شود:

مادة 622 پیشنهادی: هرکس عالماً عامداً به واسطة ضرب یا اذیت وآزار زن حامله، موجب سقط جنین وی شود، علاوه بر پرداخت دیه، به حبس از2 تا 5 سال محکوم خواهد شد.


برچسب‌ها: سقط, سقط جنین, مجازات, عقاب, قانون
[ 90/11/08 ] [ ] [ سردفتر ]

خط قرمزهای دوران نامزدی تا کجاست ؟!

خط قرمزهای دوران نامزدی تا کجاست ؟!
دوران نامزدی بهترین دوران شناخت است زیرا افراد با ارتباط عاطفی و زناشویی می‌توانند به روحیات و رفتار یکدیگر آگاه شوند.


 دوران نامزدی به طور رسمی از زمان عقد آغاز می شود و تا شروع زندگی زیر یک سقف ادامه دارد. یکی از مهمترین دغدغه‌هایی که در این نامزدی رسمی وجود دارد، حد روابط دختر و پسر  است.
این که خانواده ها باید بر اساس عرف عمل کنند و مانع از روابط آزاد دختر و پسر به عنوان یک زوج شوند یا باید طبق مجوز شرع، روابط زناشویی را برای آنها مجاز بدانند و تصمیم گیری در این زمینه را به خودشان واگذار کنند؟
بطور کلی زمانی‌که عقد جاری می‌شود، زن و شوهر از لحاظ قانونی و شرعی به همدیگر محرم می‌شوند. اما یک سری روابط بین این دو تابع فرهنگ و اجتماع است.
به عنوان مثال ممکن است خانواده سختگیری بیشتری کنند که اینها زیاد با همدیگر ارتباط برقرار نکنند و این رابطه‌ها بستگی به فرهنگ خانواده زوجین دارد. اگر این زوج تابع یک محیط و یک خانواده و یک فرهنگ باشند طبیعتا بهتر می‌توانند با همدیگر کنار بیایند. ولی اگر فرهنگشان با هم متعارض و متفاوت باشد مشکلاتی ایجاد می‌شود.
در دوران عقد زوجین چه به هم بگویند؟
هرچقدر زوجین با همدیگر رک و راست تر باشند بهتر است؛یک مزیتی که در دوران عقد وجود دارد این است که اگر بین زوجین مشکلی به وجود آید، تا آنجا که ممکن است با مداخلات صحیح خانواده‌ها و مشورت کردن با آنها برطرف می‌شود و یا با مراجعه به مراکز مشاوره مشکلشان حل می‌شود.
دوران عقد بهترین دوران شناخت است زیرا افراد با ارتباط عاطفی و زناشویی می‌توانند به روحیات و رفتار یکدیگر آگاه شوند.
یک نکته مهم در دوران عقد این است که اگر زوجین در دوران عقد به این نتیجه رسیدند که واقعا با هم نمی‌توانند زندگی کنند، باید از هم جدا شوند. طلاق گرفتن قبل از عروسی، آسیب کمتری به زوجین وارد می‌کند تا بعد از عروسی و بچه دار شدن. 
 دوران عقد فرصت مناسبی جهت شناخت بهتر و عمیق‌تر زن و مرد از یکدیگر و در نتیجه ورود به زندگی با تفاهمی بیشتر است. به عبارت دیگر دوران نامزدی دوران آشنایی تکمیلی است و یک ازدواج نیمه تمام محسوب میشود. لذا نباید انتظار داشت که آنچه افراد در زندگی مشترک تجربه میکنند، در این دوره نیز تجربه کنند. 
از دیگر مسائل مهمی که وجود دارد مسائل ایدئولوژیک یا همان مسائل اعتقادی و مذهبی است در دوران عقد باید دقت بیشتری به آنها شود.
این مسئله در زمینه مسائل اجتماعی ، فرهنگی و حتی سیاسی هم صدق می‌کند به عنوان مثال مواردی بوده که زوجین در بحران‌های سیاسی کارشان به طلاق کشیده شده است. برخی از خانواده‌ها در تب و تاب‌های سیاسی جامعه تازه می‌فهمند از لحاظ سیاسی هیچ هم خونی با همدیگر ندارند و اختلافات بالا می‌گیرد.
این مسئله بسیار مهم است که طرف مقابل را اجبار نکنیم که حتما در همه زمینه‌ها مثل همسرش فکر کند. تمام زمینه ها مانند رفت و آمد خانوادگی، مسافرت رفتن، ، بچه دار شدن ، نحوه تربیت فرزندان با هم صحبت کنند و  اجازه بدهند فرد مقابل راحت و بدون رودربایستی حرف خود را بزنند و شنونده خوبی باشند.

برچسب‌ها: نامزدی, خط قرمز, محدودیت, دوران نامزدی, عقدرسمی
[ 90/11/08 ] [ ] [ سردفتر ]


عزیزم ،من دیگه نمی تونم با تو ادامه بدم ، من به زن دیگه ای علاقمند شدم و نمی خوام به تو دروغ بگم، سعی کن اینو بفهمی ....


بدحجابی

اگر همسرتان امشب سر میز شام با چهره ای قاطع و بالحنی آرام به شما بگوید : «عزیزم ،من دیگه نمی تونم با تو ادامه بدم...» یا بگوید:«من به زن دیگه ای علاقمند شدم و نمی خوام به تو دروغ بگم، سعی کن اینو بفهمی » و از این قبیل چه حسی پیدا می کنید. به نظرتان منطقی و صادقانه است یا بی شرمانه و وحشتناک؟ آیا در چنین شرایطی سعی می کنید همسرتان را درک کنید و به حس او احترام می گذارید؟ سعی می کنید منطقی رفتار کنید و دنبال زندگی جدیدتان بگردید؟

چنین اتفاقهایی اگر در زندگی ما وحشتناک تلقی می شوند، اگر یک بانوی ایرانی را شوک زده و حتی بیمار می کنند و تعادل روانی او را برای مدتی طولانی به هم می زنند، برای یک زن غربی کاملا آشنا و قابل پیش بینی هستند. برای اثبات چنین مدعایی کافی است کتابهای خانوادگی غربی را مطالعه کنید.  ظاهرا آنجا زنی که خیلی موفق است کسی است که در جدایی از نامزدها و همسرانش خیلی دچار رنجش و غم و اندوه نشود نه زنی که بتواند شوهرش را حفظ کند.

گاهی در این کتابها به زنان شرکت در کلاسهایی توصیه می شود که بعد از تجربه تلخ جدایی و مورد بی وفایی قرار گرفتن ،بتواند به آرامش روحی زن بیچاره کمک کند. در داستانهای کوتاهی که در این کتابها آمده است دقت کنید امثال این داستانها را بخوانید و در آن تامل کنید:

«دوباره "جان"دیر به منزل اومد و من که خیلی انتظارش رو کشیده بودم ،کنترلم رو از دست دادم و دعوامون شد و جان نیمه شب منزل رو ترک کرد .نگرانم که دیگه نخواد پیش من برگرده شاید سر صحبت رو با یه زن دیگه بازکنه و ... خواهش می کنم راهنماییم کنید »

« خیلی وقتا کسانی به مطب من مراجعه می کنند و میگن توی باشگاه یا در محل کارم با زنی آشنا شدم که خیلی بهتر از همسرم منو درک می کنه .دیگه نمی خوام زندگی سابقم رو ادامه بدم...»

« دیشب چارلی سر میز شام به من گفت که نسبت به من بی علاقه شده و گفت که ادامه دادن این زندگی هیچ لذتی نداره .اون گفت نامزد جدیدی انتخاب کرده و احساس می کنه خوشبختی واقعی رو پیدا کرده. اونا حتی یه آپارتمان هم برای خودشون اجاره کردند. همسرم با دیدن ناراحتی من با احساس همدردی از من خواست که برای خودم همسر جدیدی پیدا کنم.»

قابل توجه بانوانی که در بدحجابی از هم سبقت می گیرند :

انتهای جاده بد حجابی همین مدینه ی فاضله ای!!! است که فعلا غربی ها دارند کیفش !!! را می کنند. اگر همسرتان را دوست دارید ،اگر نسبت به خانواده خود پایبند هستید، و اگر این داستانها برای شما تراژدی های دردناکی هستند که تحمل یک روز زندگی در فضای آن را ندارید، کمی ترمز کنید و به انتهای راهی که می روید بیاندیشید.

یادمان باشد همانطور که ما با آرایش زیبا می شویم زنان و دختران دیگر هم با آرایش زیبا می شوند و همیشه جالبتر و جذابتر از ما هم وجود دارد.

کسی نگفته است که پشت بدحجابی شما نیات پلیدی نهفته است، کسی نگفته است که هر بانوی بدحجابی، لزوما بی اخلاق یا فاسد است ،اصلا این طور نیست . چه بسا بد حجابهایی که صرفا به دلیل علاقه به زیبایی یا راحتی، به بدحجابی روی می آورند .اما از عواقب این بدحجابی درک و باور درستی ندارند. باور نمی کنند که انتهای این جاده به ناکجا آبادی ختم می شود که آسایش را از همه خواهد ربود.اگر زنان درک درستی از ضرر و زیانهای بدحجابی پیدا می کردند ،زحمت حجاب را  با میل و علاقه به جان می خریدند.

یادمان باشد همانطور که ما با آرایش زیبا می شویم زنان و دختران دیگر هم با آرایش زیبا می شوند و همیشه جالبتر و جذابتر از ما هم وجود دارد. شاید برخی در مواجهه با چنین طرز فکری با اکراه روی برگردانند و شان خودتان را بالاتر از این افکار بدانند اما اینها واقعیتهایی هستند که برخی کمتر و برخی بیشتر آن را درک خواهند کرد و البته گاهی برای درک آن،نگاه بلندتر ، زمان طولانی تر و تجربیان بیشتری لازم است .

بدحجابی

فرض را بر این می گذاریم که اکثر مردها وفادارند و اکثر زنها از جلب توجه نامحرم غافلند و سرشان به زندگی خودشان گرم است .اما وقتی فضا برای بدحجابی ایجاد شد ،وقتی بدحجابی عادی شد، آنکه بیمار است برای آزار و اذیت شما فضای کافی پیدا خواهد کرد. اتفاقات وحشتناک نادر، کم کم زیاد می شوند و بلاخره یکی از آنها هم دست به گریبان زندگی شما خواهند شد .

آرایش و جلوه گری و بدحجابی که زیاد شد ،نگاه، هم رایج و معمول خواهد شد ،جامعه که بازار شد، خانواده هم در معرض خرید و فروش قرار خواهد گرفت. در همین جامعه ای که همه ی بدحجابهایش کاملا بی منظور و بی غرض هستند، چه بسیار زندگی هایی که به خاطر همین بدحجابی ها از هم پاشیده شده و چه زندگی های نامیمون و اشتباهی که نباید شکل می گرفته ،شکل گرفته است.

به فرض اینکه شوهر شما پاک است و تضمین داده که به هیچ وجه تحت تاثیر هیچ طنازی قرار نخواهد گرفت ،با خواسته عجیب و غریب نوجوانتان چه می کنید که می خواهد با زنی که دو بار طلاق گرفته و ده سال از او بزرگتر است ازدواج کند؟

خلاصه مطلب آنکه :بدحجابی دشمن زندگی خانوادگی است  .


برچسب‌ها: مسابقه, بدحجابی, زن, زنان, علاقه
[ 90/11/08 ] [ ] [ سردفتر ]

نشانه هائی از قرآن:

در شمالی ترین، شهر دانمارکی ها می توان یک نشانه قرآنی را دید. در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی را می توان در سجیه دید. جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم می پیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی شوند و بنابرین این پدیده زیبا بوجود می آید و این همان چیزی است که در قرآن آمده است.

در قرآن بارها از آیات و نشانه های خداوند شنیده اید. اما هیچ گاه به آنها در اطرافمان توجه نکرده ایم. این یکی از همان نشانه های است که خداوند در آیات مختلف درباره آن سخن گفته است. با دیدن این مناظر عجیب و زیبا، می توان بیشتر تعمق کرد.

سورة مباركه الرحمن

مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ (۱۹) بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ (۲۰) فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ (۲۱) يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (۲۲)

۱۹. دو دريا را به گونه اي روان كرد كه با هم برخورد كنند.۲۰. اما ميان آن دو حد فاصلي است كه به هم تجاوز نمي کنند.۲۱. پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مى‏ كنيد؟ ۲۲. از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏ شود.

سوره مباركه فرقان آیه ۵۳:

« و هو الذي مَرَجَ البحرينِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَينَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»

و اوست كسي كه دو دريا را موج زنان به سوي هم روان كرد اين يكي شيرين و آن يكي شور و تلخ است وميان آن دو حريمي استوار قرار داد.

سوره مباركه فاطر آيه ۱۲:

وَمَا يَسْتَوِي الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ

اين دو دريا يکسان نيستند: يکی آبش شيرين و گواراست و يکی شور و تلخ، از هر دو گوشت تازه می خوريد، و از آنها چيزهايی برای آرايش تن خويش بيرون می کشيد و می بينی که کشتي ها برای يافتن روزی و غنيمت، آب را می شکافند و پيش می روند، باشد که سپاسگزار باشيد.

سوره مباركه نمل آيه ۶۱:

اَمَّنْ جَعَلَ الْاَرْضَ قَرَارًا وَ جَعَلَ خِلالَهَا اَنْهَارًا وَ جَعَلَ لَهَا رَوَاسِیَ وَ جَعَلَ بَينَ الْبَحْرَيْنِ حَاجِزًا ءَاِلهٌ مَعَ اللهِ بَلْ اَکْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿۶۱﴾

[آيا شريكانى كه مى ‏پندارند بهتر است‏] يا آن كس كه زمين را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پديد آورد و براى آن، كوه‏ها را [مانند لنگر] قرار داد، و ميان دو دريا برزخى گذاشت؟ آيا معبودى با خداست؟ [نه،] بلكه بيشترشان نمى ‏دانند.

[ 90/11/05 ] [ ] [ سردفتر ]

آداب خواستگاری را می دانید؟


خواستگاری رفتن در هر گوشه از کشور راه و رسم خودش را دارد. حتی در هر خانواده ای رسم و رسوم و آداب این کار متفاوت است اما معمولا استانداردهایی برای این کار در نظر گرفته می شود که در این مطلب با آن آشنا می شوید.


آداب خواستگاری را می دانید؟

1- زمان خواستگاری از قبل تعیین شود

خانواده پسر باید قبل از حضور در خانه دختر، زمان و ساعت خواستگاری را با خانواده دختر هماهنگ کنند. تا خانواده دختر بتوانند شرایط خواستگاری و خانه را برای حضور خواستگاران مهیا کنند؛ ولی اگر بدون هماهنگی وارد خانه دختر شوند، شاید خانواده دختر و وضعیت خانه به طوری باشد که پذیرش مهمان‌ها کمی به تاخیر بیانجامد و باعث سوء تفاهم و حس بی‌احترامی به خانواده پسر دست بدهد که اصلا خوشایند نیست.

2- معمولاخواستگاری در بعد از ظهر و یا شب باشد

زمان خواستگاری بعد از ظهر و یا ساعات اولیه شب باشد؛ زیرا در این موقع از روز معمولا تمام عضو خانواده و افراد تاثیرگذار دختر و پسر در خانه حضور داشته و می‌توانند در خواستگاری شرکت کنند.

۳- افراد زیادی همراه پسر به خواستگاری نروند

بیشتر باید سعی کنند که والدین پسر شرکت کنند و تعداد آن‌ها کم و انگشت شمار باشد. مراسم خواستگاری نباید زیاد شلوغ باشد؛ زیرا بیشتر وقت، صرف حاشیه می‌شود و شلوغی و همهمه باعث بی‌احترامی به خانواده‌ها می‌شود.

4- یک نفر بزرگ‌تر، دانا و دارای قدرت بیان صحبت کند

اگرتمام مسوولیت را به بزرگتری که تحصیل کرده و دارای قدرت بیان است، بدهند، معمولا حرف‌ها منسجم‌تر خواهد بود و مقصود آن رسا‌تر است؛ ولی اگر چند نفر با هم صحبت کنند، کسی متوجه حرف آن‌ها نمی‌شود. لازم است خواستگاری برای بار اول رسمی و سنگین اجرا شود و شوخی کردن بپرهیزند.

5- میزبان برای پذیرایی از میوه‌ها و شیرینی‌های ساده استفاده کند

خانواده دختر سعی کنند که از میوه‌های آبدار مانند انار و پرتقال و یا شیرینی‌های بزرگ خامه‌ای و یا ترد و شکننده برای پذیرایی استفاده نکنند. زیرا اگر در این مراسم بسیار رسمی است و اگر شیرینی به زمین و یا آب میوه بر روی لباس بریزد باعث تمسخر افراد می‌شود.

6- خانواده دختر و پسر، واقعیت‌ها را عنوان کنند

بهتر است در مورد دختر و یا پسر هرچیزی که وجود دارد، به طور واقعی عنوان شود. مقدار تحصیل، سن، بیماری و... در مراسم خواستگاری مطرح شود؛ زیرا بعد‌ها خانواده‌ها به خاطر مخفی‌کاری و یا دروغ همدیگر را سرزنش می‌کنند.

آداب خواستگاری را می دانید؟

7- سعی کنند در مراسم خواستگاری خاطرات خوشی بجا بگذارند

خانواده‌ها سعی کنند که در هنگام خداحافظی و ترک کردن مجلس خاطرات خوبی بجا بگذارند و با روی خوش و روبوسی خداحافظی کرده تا پل‌های پشت سر خود را خراب نکنند، حتی اگر جواب خانواده دختر منفی باشد؛ چون امکان دارد این خواستگاری بار‌ها ادامه داشته باشد و خاطرات بد بجای بماند.

8- دختر و پسر از لباس‌های راحت استفاده کنند

امکان دارد پسر به خاطر اینکه بسیار رسمی باشد، از کراوات استفاده کند و به دلیل اینکه به کربات عادت نداشته، احساس ناراحتی و کلافگی می‌کند و به مراسم مسلط نیست و یا لباس دختر مطابق با فرهنگ ایرانی و اسلامی بلند، پوشیده و راحت باشد تا بتوانند به راحتی حرکت کند، زیرا لباس تنگ و سخت در هنگام چای آوردن موجب آزار او می‌شود. باید توجه داشت مردان ایرانی لباس‌های پوشیده را بیشتر می‌پسندند.

9- نوع لباس دختر ساده و ملایم باشد

لباس  دختر باید بسیار ساده و متناسب با چهره شاخص فرهنگی و مذهبی باشد ، زیرا باعث قضاوت بد خانواده پسر می‌شود و سوء تفاهم پیش می‌آید و خانواده پسر چنین برداشتی از دختر دارند که می‌خواهد خودش را تحمیل کند.

10- پسر چند شاخه گل به همراه داشته باشد

معمولا دختر‌ها به گل علاقه خاصی دارند و باعث خوشحالی آن‌ها می‌شود. پسر باید گلهای زیبا با رنگ‌های شاد تهیه کند وهنگام ورود به خانه آن را به میزبان بدهد.

11- میزبان ، پذیرایی را از بزرگتر‌ها شروع کند

 بهتر است دختر و یا خانواده او در مراسم خواستگاری با تعارف کردن چای به سمت بزرگ‌تر، احترامشان را نسبت به بزرگ‌تر ابراز کرده و باعث جلب رضایت بزرگتر‌ها می‌شوند.

[ 90/11/03 ] [ ] [ سردفتر ]

روابطی که از محدوده خارج می شوند


فکر میکنید چرا گاهی برخی از دخترهاوپسرهای نوجوان و جوان باشوق و ذوق وارد روابطی با یکدیگر میشوند که ازهمان ابتدا افراد بزرگسال، آن را مخرب و محکوم به شکست میدانند؟به نظر شما چه عواملی در شکل گیری این روابط مؤثرند؟

علل وعوامل گوناگونی در به وجود آمدن برخوردها و روابط نامطلوب و نادرست در بین دختران و پسران نقش دارند که میتوان آنهارا به طور کلی به 3دسته تقسیم نمود:

دوستی های خیابانی

افکار غیر واقعی نوجوان: شما در زندگی خود پیوسته اطلاعات محیط بیرونی را جذب و درونسازی میکنید و سپس از طریق شناخت های گذشته تان ، آنها را با واقعیت ها منطبق میکنید یعنی برونسازی. لذا ذهن انسان آمیزه ای است از واقعیت و عدم واقعیت. درسنین میانسالی ، فرد به واقعیت نزدیکتر میشود و منطقیتر و با احتیاط بیشتری عمل میکند. ولی در سنین نوجوانی فرد امور را به صورت مطلق میبیند و اساساً احتمال اشتباه نمیدهد.لذا در این سنین مراقبت بیشتر از افکار و روابط نوجوان از طریق برقراری روابط صمیمانه با وی اهمیت زیادی دارد.

خانواده و شیوه های برخورد با نوجوان:

مهمترین عامل، خانواده است که اولاً باید الگوی درستی از روابط اجتماعی را به فرزندش نشان دهد و ثانیاً به او این الگو را بیاموزد و منتقل کند.

الف: برداشت نادرست از دین:

پوشیده بودن کل بدن زن بجز صورت و کف دستها، و مجاز نبودن صحبت بین زن و مرد به گونه ای که احتمال گناه باشد؛ از حدودی است که در قرآن کریم به آن صراحتاً پرداخته شده است.

ب- آیا با جوانتان در مورد واقعیت های جنس مخالف صحبت کرده اید؟

ممکن است فرزند شما از جنس مخالف  تصوری ایده آل و الهه گونه داشته باشد و یا برعکس او را تا حد یک حیوان تنزل دهد. هیچ کدام ازین تصورات درست نیست.به فرزندتان بیاموزید که جنس مخالف او نیز یک انسان است با نیازها و افکار و احساسات متفاوت و مخصوص خود.(این به معنای طرح مسائل جنسی به صورت آزاد و با جزئیات نیست بلکه باید باتوجه به سن و رشد جسمی و فکری او باشد)

به او مسئولیت بدهید،درمقابل خطایش با بزرگواری اصلاح کنید،اورا وارد گروههایی مثل هیئتهای مذهبی و اجتماعی کنید تا فرآیند کسب استقلال،هویت اجتماعی،رشد روانشناختی و...در مسیری درست و مناسب پرورش یابد

د- القای خودنمایی از طرف والدین:

گاهی والدین بجای هدایت جوانشان درراه شکوفایی استعدادها و توانایی هایش، او را تشویق به عریانی و تلاش در جهت جلب توجه جنس مخالف میکنند مثلاً با این توجیه که : تلاش کن شوهری پیدا کنی!

ه- سختگیری و خشونت نسبت به نوجوان:

سنین نوجوانی آغاز استقلال فکری و شخصیتی نوجوان است.اگر به او اجازه پرورش این استقلال داده نشود : یا تبدیل به فردی میشود که در روابط اجتماعی خود به دیگران متکی است و استقلال ندارد(شخصیت اتکایی)و یا فردی میشود که کلاً نمیتواند با دیگران ارتباط عمیقی داشته باشد و حتی بعد از ازدواج نیز نمیتواند با همسرش رابطه صمیمی برقرار کند(شخصیت منزوی).

و- سختگیری درمورد ازدواج

آیا مطمئنید که نوجوانتان تمام دغدغه ها و تعارضاتش را با شما مطرح میکند؟ وقتی در خانه گوشی نباشد او در بیرون به دنبالش خواهد گشت!

ح- عدم آموزش حدود شرعی درمورد محرم و نامحرم

سخت گیری افراطی پدر یا برادر:

 پدری که با دیدن برخورد نامناسب دخترش با پسری او را کتک میزند،نه تنها رفتار او را اصلاح نکرده است بلکه شخصیت اجتماعی اورا لگدمال نموده است.

دوستی های خیابانی

شیوه برخورد جامعه با نوجوان: نحوه برخورد عاقلانه افراد اجتماع در پیشگیری از بسیاری آسیبها مؤثر است.آنچه که در اسلام تحت عنوان أمربه معروف و نهی ازمنکر بیان شده اشاره به همین موضوع دارد.

ازجمله عوامل زمینه ساز اجتماعی در ایجاد روابط نامطلوب دختروپسر به این قرارند:

ازکجا مطمئنی نتیجه گیریت درست است؟

گاهی ناظمی دفترچه های بچه ها را فقط به این دلیل که عنوان«دفترچه خاطرات» دارند ازآنها میگیرد! یا رفتاری ساده را به صورت افراطی تفسیرمیکند.در حالیکه در اسلام هم سوءظن داشتن (..إن بعض الظن إثم:بسیاری از گمانها گناه است! )و هم تجسس در کارهای دیگران از گناهان کبیره است ( و لا تجسسوا...).

چرا فکر میکنی کوچکتر ازتو محترم نیست؟

انسان ممکن الخطاست!در دین اسلام هیچ کس حق ندارد جوانی را به صرف گناه یا اشتباهی به دید انحرافی نگریسته و آنرا به رخ او بکشد.

امام علی(ع)خطاب به مالک اشتر میفرمایند: اگرشب هنگام کسی را در حال گناه دیدی صبحگاه اورا به همان چشم نبین!شایدسحرگاه توبه کرده باشد و تو نفهمیده باشی!!! برای نوجوان ارزش قائل شوید.ذهن پویا و روح جستجوگر او را هدایت کنید نه اینکه با تحقیر و توبیخ اورا مجبور به اطاعت کنید! چگونه؟ به او مسئولیت بدهید،درمقابل خطایش با بزرگواری اصلاح کنید،اورا وارد گروههایی مثل هیئتهای مذهبی و اجتماعی کنید تا فرآیند کسب استقلال،هویت اجتماعی،رشد روانشناختی و...در مسیری درست و مناسب پرورش یابد.

گاهی میبینیم گاهی بجای اینکه در جهت ایجاد خانواده تلاشی ببینیم،جوانان قدم درراه های دیگری از جمله روابط خارج از چارچوب شرع و عرف میگذارند.علل این مشکل شامل مسائلی مربوط به خود نوجوان،خانواده اش و و جامعه می باشد.

نتیجه گیری:

جوان یا نوجوانی که در سنین بلوغ و درگیر با غلیان هیجانات جنسی است ناگهان نوعی از توجه و احساس نیاز را نسبت به جنس مخالف خود احساس میکند.این مسئله ای طبیعی است و در دین اسلام نیز راهکارهای متعددی برای پاسخ به این نیاز و میل خدادادی بیان شده است.ولی میبینیم گاهی بجای اینکه در جهت ایجاد خانواده تلاشی ببینیم،جوانان قدم درراه های دیگری از جمله روابط خارج از چارچوب شرع و عرف میگذارند.علل این مشکل شامل مسائلی مربوط به خود نوجوان،خانواده اش و و جامعه می باشد.

اما ما ادعا نمیکنیم که تمام روابط بین این دو جنس نادرست است. در قسمت بعد به ارائه و تشریح روابط درست بین دختر و پسر خواهیم پرداخت انشاءالله.

[ 90/11/03 ] [ ] [ سردفتر ]
.: Weblog Themes By Bia2Skin :.

درباره وبلاگ

با سلام
هدف اين وبلاگ دسترسي آسان به اطلاعات و خدمات دفاتر رسمي ازدواج و طلاق مي باشد.
بديهي است دفاتر ازدواج و طلاق،صرفا كار ثبت وقايع ازدواج و طلاق و خدمات مشاوره اي را ارائه داده و هيچ خدمتي در رابطه با همسريابي ندارند.
-------------------------------------------
* برای همه جوانها بهترینها را آرزو داریم *
* حلاوت ایام به کامتان *

تلفن هاي دفتر:
-------------------------------------------
۳۲ ۲۱ ۴۲۶۰ ۰۶۶
۹۷ ۲۷ ۴۲۴۴ ۰۶۶

تلفن همراه:
-------------------------------------------
۸۸۲۱ ۳۶۵ ۰۹۱۶
۱۰۱۲ ۶۶۲ ۰۹۳۰
۲۱۰۰ ۵۳ ۰۹۱۰۰

نشاني دفتر:
-------------------------------------------
بروجرد،ضلع جنوبی میدان راهنمائی
جنب درمانگاه شفق
برچسب‌ها وب
پيوند ها
آمارگير وب
اوقات شرعي
امکانات وب